كشوري كه امريكا را سال ها درگير كرده است ؛ ترامپ و سرنوشت جنگ ابدي افغانستان

تعداد بازدید : 48
تاریخ و ساعت انتشار : چهار شنبه 20 بهمن 1395 00:00
به نظر مي رسد كه كه آمريكا همچنان در جنگ افغانستان درگير خواهد بود و اقدام سال گذشته باراك اوباما مبني بر برداشتن برخي از محدوديت هاي حضور نيروهاي نظامي آمريكا در اين كشور نيز نشان از آن داشت كه جنگ افغانستان براي آمريكا هنوز به پايان نرسيده است.
به گزارش پايگاه خبري قربانيان ترور؛ جيكوب سيگل؛ جنگ افغانستان طولاني ترين جنگ در تاريخ آمريكا به شمار مي رود اما در حال حاضر اين جنگ به خوبي پيش نمي رود و ظاهراً اميدي به پايان آن نيست. «دنيل بولگر»، ژنرال بازنشسته ارتش آمريكا در گفت وگو با «وايس» جنگ افغانستان و شرايط فعلي در اين كشور را بن بستي توصيف كرده كه به آرامي رو به وخامت مي گذارد. فرمانده سابق مأموريت هاي آموزشي سازمان ناتو در افغانستان بين سال هاي 2011 تا 2013 در ادامه مي افزايد: «هر روز كه مي گذرد، ما مناطق بيشتري را از دست مي دهيم». اين ژنرال بازنشسته ارتش آمريكا اذعان مي كند اگرچه طالبان براي انجام عمليات در كابل هنوز آماده نيست اما آمريكا نيز دست روي دست گذاشته و از دست رفتن دستاوردهايش در افغانستان را نظاره مي كند. اكنون كه جنگ در افغانستان به واسطه سرماي زمستان تا حدي فروكش كرده به نظر مي رسد كه دونالد ترامپ، رئيس جمهور جديد آمريكا چند ماه فرصت دارد تا گزينه هاي خود در افغانستان را مورد بررسي قرار دهد. بسياري از پرسنل نظامي آمريكا، مقامات افغانستان و حتي رهبران طالبان اميدوارند كه با روي كار آمدن رئيس جمهور جديد در آمريكا موفقيتي در جنگ افغانستان حاصل شود. اما به جز تعهدات و وعده هاي مبهم براي حفظ سربازان ارتش آمريكا در خاك افغانستان، هنوز به درستي مشخص نيست كه ترامپ چه سياست و رويكردي را در قبال افغانستان در پيش خواهد گرفت. ترامپ بايد اين موضوع را در نظر داشته اشد كه با گذشتن فصل سرما و افزايش دما، درگيري ها دوباره از سر گرفته خواهد شد. بنابراين ترامپ چه تصميم بگيرد كه همان رويكرد اوباما را در قبال افغانستان ادامه دهد و چه نقشه اي جديد را براي جنگ در اين كشور طرح ريزي كند، مسئوليت جنگ افغانستان از اين پس با ترامپ خواهد بود. در اويل دهه 2000 ميلادي، به نظر مي رسيد كه پيروزي بزرگي براي آمريكا در افغانستان رقم خورده است. اولين حملات نظامي آمريكا به افغانستان توانست بسياري از اهداف مورد نظر آمريكا همچون نابودي پايگاه هاي القاعده يا كشتار و فراري دادن بسياري از رهبران اين گروه تروريستي را محقق كند. اما دوران دستاوردهاي بزرگ آمريكا در افغانستان به سرعت پايان يافت؛ بيشتر به اين دليل كه نيروهاي ارتش ايالات متحده آمريكا براي جنگ در عراق به اين كشور اعزام شدند؛ جنگي كه باراك اوباما در سال 2008 آن را "انحرافي خطرناك" توصيف كرد. شايد بخش ديگري از علت اين امر به ماهيت جنگ افغانستان باز مي گشت؛ چرا كه طالبان دشمني باهوش بود و اين توانايي را داشت در خارج از مرزهاي افغانستان و در كشور همسايه يعني پاكستان به فعاليت هاي خود ادامه دهد. اما پاكستان خود معزلي بزرگ در اين ميان بود كه برنامه ريزان نظامي و سياستگذارن آمريكا و افغانستان را از همان ابتدا به ستوه آورده بود. مقامات ارشد آمريكا و افغانستان به خوبي از اين حقيقت آگاه بودند كه نيروهاي القاعده و طالبان به طُرق مختلفي از سوي سرويس هاي اطلاعاتي كشور همسايه يعني پاكستان حمايت و پشتيباني مي شدند اما نمي دانستند چه اقدامي را بايد در مورد پاكستان صورت دهند؛ چرا كه اين كشور يكي از متحدان اسمي آمريكا به شمار مي رفت و از طرفي نيز يك قدرت هسته اي بود. اما اين مشكل هيچ گاه حل نشد. در سال 2009 و با وخيم تر شدن شرايط در مرزهاي شرقي افغانستان با پاكستان، طالبان مجدداً ظهور كرد و با ايجاد پايگاه هايي جديد در شمال افغانستان بسياري از شهرهاي اصلي اين كشور را مود تهديد قرار داد. در چنين شرايطي، اوباما با انجام برخي اقدامات نظامي با هدف پيروزي دوباره در جنگ افغانستان موافقت كرد و در حدود 33 هزار نيروي نظامي جديد و همچنين تعدادي زيادي از پيمانكاران وابسته به پنتاگون و پيمانكاران خصوصي را براي ايجاد امنيت دوباره در افغانستان، در اين كشور مستقر كرد. اگر اين اقدامات نظامي در آن زمان نتيجه مي داد، فضاي بيشتري براي احياي نيروهاي نظامي افغان فراهم مي شد و ايالات متحده نيز از باتلاق جنگ افغانستان رهايي مي يافت. با خاتمه يافتن اين عمليات در سال 2012، روند خشونت در افغانستان نيز رو به كاهش گذاشت. در همان دوران بود كه من به عنوان يكي از اعضاي گارد ملي ارتش به افغانستان سفر كردم. يك ماه زمان برد تا بتوانيم ارزيابي دقيقي از شرايط افغانستان و آن چه لازم بود تا در آنجا انجام دهيم را به دست آوريم. ما با گزينه هاي بسياري روبه رو بوديم؛ مي توانستيم به نيروهاي افغان آموزش نظامي دهيم، مسئوليت ها و وظايف را به آنها انتقال دهيم يا روي اولويت اصلي افغان ها تمركز كرده و سوخت و ساير تجهيزات و منابع لازم را براي آنها فراهم آوريم. همچنين ما مي توانسيتم تمركز خود را بر موضوع ارتقاي امنيت معطوف كنيم؛ بنابراين حتي در صورت خروج نيروهاي آمريكايي از افغانستان باز هم نيروهاي نظامي اين كشور از آمادگي لازم و نسبي براي حملات احتمالي طالبان برخوردار بودند. البته اين موضوعات همه در حد حدس و گمان باقي ماند، چرا كه ما در نزديكي مرز ايران قرار داشتيم و شرايط در آن جا نسبتاً آرام بود. پس از چهار ماه حضور در افغانستان توانستيم درك درستي از اوضاع و شرايط به دست آوريم اما مدتي نگذشت كه مأموريت ما به طور غيرمنتظره اي از نه ماه به پنج ماه كاهش يافت و اندكي بعد ما به آمريكا بازگشتيم. يك سال پس از خروج ما از افغانستان تعداد نيروهاي مستقر ارتش آمريكا در افغانستان كاهش يافت و خشونت ها دوباره بالا گرفت. در آغاز سال 2013 در حدود 65 هزار نيروي آمريكايي در افغانستان مستقر بود كه اين تعداد در سال 2014 به رقمي در حدود 40 هزار نيرو كاهش يافت. در سال 2015 نيز روند كاهش نيروها باز هم ادامه يافت و تعداد نيروهاي مستقر ارتش آمريكا به 9800 نفر رسيد كه امروزه نيز در همان تعداد باقي مانده است. در طي سال هاي اخير بسياري از مناطقي كه به تصرف نيروهاي نظامي و امنيتي افغانستان درآمده بود از دست آنها خارج شد و تحت كنترل نيروهاي طالبان قرار گرفت؛ همين امر موجب شد تا دستاوردهايي كه با سختي و مشقت بسيار توسط نيروهاي ارتش آمريكا كسب شده بود همگي از بين بروند. در نتيجه اين شرايط خشونت و درگيري در افغانستان دوباره بالا گرفت به طوري كه در سال 2014 تعداد تلفات غيرنظاميان به بالاترين ميزان خود رسيد (بيشتر اين افراد به دليل حملات شورشيان جان خود را از دست داند). در اواخر سال 2015 اوضاع به حدي وخيم شد كه دولت اوباما مجبور شد طرح هاي خود را لغو كرده و تمامي نيروهاي خود را از اين كشور خارج كند. شرايط افغانستان از سال 2015 تا الآن به همين صورت باقي مانده است. اما در اوايل ماه جاري، پنتاگون اعلام كرد كه قصد دارد تا حدود 300 تفنگدار نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا را به استان هلمند در جنوب افغانستان اعزام و آنها را در آن جا مستقر كند. ظاهراً اين اعزام نيرو به عنوان بخشي از مأموريتي است كه با هدف همكاري با نيروهاي نظامي افغانستان و ارائه مشاوره به آنان صورت خواهد گرفت. بر اساس گزارش هاي موجود اوضاع امنيتي اين منطقه از افغانستان رو به وخامت گذاشته و از كنترل خارج شده است. «جان سوپكو» بازرس ويژه امور مربوط با بازسازي افغانستان در اظهاراتي با اشاره به شكست نيروهاي نظامي افغان در استان هلمند، يكي از دلايل شكست اين نظاميان را وجود نيروهاي خيالي در ارتش افغانستان دانست؛ نيروهايي كه معاش شان پرداخته مي شود اما خود وجود فيزيكي نداشته و تنها نام شان روي كاغذ وجود دارد. از ديدگاه سوپكو چنين پديده اي موجب شده تا ارتش افغانستان برآوردي غيرواقعي از تعداد نيروهاي خود داشته باشد و در جنگ با طالبان در استان هلمند با شكست روبه رو شود. «فيليپ اسميت»، رئيس يكي از سازمان هاي مردم نهاد مستقر در واشنگتن درباره ديگر علل و عوامل اين شكست مي گويد: «با وجود ميلياردها دلار كمك مالي ايالات متحده آمريكا به افغانستان، بسياري از افسران از خدمت ارتش فرار كرده و نيروهاي نظامي افغانستان در حال حاضر با كمبود نيرو روبه رو هستند». اسميت در ادامه مي افزايد در نتيجه اين امر روحيه سربازان و نيروها كاهش يافته و ميزان فساد در ميان آنان افزايش پيدا كرده است. شايد بتوان گفت كه تلاش هاي آمريكا در زمينه بازسازي افغانستان و ايجاد نهادهاي جديد ملي در اين كشور در تاريخ آمريكا بي سابقه است. اما با وجود تمامي تلاش هاي صورت گرفته از سوي آمريكا، اگر روند حمايتي آمريكا متوقف شود ديگر افغانستاني وجود نخواهد داشت كه بخواهيم در مورد آن صحبت كنيم. پس از 70 ميليارد دلار سرمايه گذاري به منظور ارتقاي سطح نيروهاي نظامي افغانستان و برگزاري آموزش هاي نظامي گسترده توسط نيروهاي آمريكايي و ناتو براي بيش از يك دهه، تنها 63 درصد از مناطق افغانستان تحت كنترل دولت افغانستان قرار دارد؛ اين در حالي است كه در حدود 70 درصد از بودجه كابل از طريق كمك هاي خارجي تأمين مي شود. پيش بيني برنامه و سياست هاي احتمالي ترامپ در خصوص مسئله افغانستان كاري سخت و دشوار است. ترامپ در سال 2013 در توئيتي در مورد افغانستان عنوان كرد: «بايد نيروهاي خود را از افغانستان خارج كنيم. نيروهاي ارتش آمريكا توسط افغان هايي كشته مي شوند كه توسط خود ما آموزش ديده اند. ما ميلياردها دلار را در افغانستان به هدر داده ايم. اين كار معنا ندارد. ما بايد اين پول را صرف بازسازي ايالات متحده آمريكا كنيم». در طول مناظره هاي انتخاباتي ميان كينتون و ترامپ نيز هر دو كانديدا از صحبت در مورد موضوع افغانستان اجتناب كردند. ترامپ در اوايل اُكتبر گذشته در اظهاراتي موضوع حفظ نيروها در افغانستان را با اكراه تأييد كرد. وي در خصوص شرايط افغانستان افزود: «آيا قرار است كه براي 200 سال آينده، نيروهاي ما همچنان در اين كشور باقي بمانند؟ دخالت ما در اوضاع افغانستان يك اشتباه وحشتناك بود اما اكنون مجبوريم كه نيروهاي خود را در اين كشور نگه داريم چرا كه به محض خروج نيروهاي ارتش آمريكا، افغانستان در كسري از ثانيه نابود خواهد شد». ترامپ در مصاحبه ديگري در اواخر همان ماه از اشتباه خواندن جنگ افغانستان خودداري كرد اما با استناد به زرادخانه هاي هسته اي پاكستان، بر لزوم حضور نيروهاي آمريكا در اين كشور تأكيد كرد. ترامپ در بخش ديگري از اين اظهارات عنوان كرد كه به مسائل مرتبط با جنگ افغانستان هيچ علاقه اي ندارد اما بر اين باور است كه ادامه حضور نيروهاي آمريكايي در افغانستان امري مهم و ضروري است. انتخاب ژنرال «جيمز متيس» به عنوان وزير دفاع كابينه ترامپ خود تا حدي گوياي آن است كه ترامپ قصد دارد تا رويكرد و مواضع جدي تري را در قبال افغانستان در پيش گيرد. متيس كه سفرهاي بسياري به افغانستان داشته و در سال 2011 نيز به عنوان فرمانده تيپ دريايي آمريكا فعاليت داشته، همواره دولت اوباما را به خاطر طرح خروج نيروهاي آمريكايي از افغانستان تا پايان سال 2016 مورد انتقاد قرار داده است. ترجيح و اولويت متيس هر چه باشد، آن چه مسلم است اين است كه تعداد نيروهاي فعلي آمريكايي در افغانستان براي تغيير مسير جنگ كافي نيست. به نظر مي رسد كه كه آمريكا همچنان در اين جنگ درگير خواهد بود و اقدام سال گذشته باراك اوباما مبني بر برداشتن برخي از محدوديت هاي حضور نيروهاي نظامي آمريكا در افغانستان نيز نشان از آن داشت كه جنگ افغانستان براي آمريكا هنوز به پايان نرسيده است.
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها