خواب هايي براي آينده سوريه

تعداد بازدید : 46
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 11 بهمن 1395 00:00
در حاليكه مذاكرات آستانه با نتايج قابل تامل به پايان رسيد وكشورهاي درگير در بحران سوريه نگاهشان به دور دوم اين مذاكرات در ژنو است،لبنان طي روزهاي گذشته ميزبان چند گردهمايي از جمله اسكوا بود.
به گزارش پايگاه خبري قربانيان ترور؛ مذاكرات «آستانه» درباره سوريه با مشاركت ايران، روسيه و تركيه و حضور نماينده سازمان ملل متحد، چندي پيش به پايان رسيد كه در اين زمينه ذكر برخي نكات ضروري است؛ ۱ ـ در حالي كه مذاكرات آستانه درباره سوريه با نتايج قابل تامل به پايان رسيده است و كشورهاي درگير در بحران سوريه نگاهشان به دور دوم اين مذاكرات در ژنو مي باشد لبنان طي روزهاي گذشته ميزبان چند گردهم آيي ـ از جمله اسكوا ـ براي بازسازي آينده سوريه بود. پروژه اسكوا (كميته اقتصادي غرب آسيا) در لبنان با گردهم آوردن كارشناسان مختلف و با همكاري جدي «بنياد كارنگي» نشان مي دهد مجموعه فوق با هر هدف و انگيزه اي، مدتها ـ حتي شايد پيش از آغاز بحران سوريه ـ به موضوع تغيير زير ساخت هاي اجتماعي، سياسي در ميان كشورهاي عضو فكر كرده و مبتني بر سياست هاي مشخصي «برنامه هاي عمل» خود را نيز تدوين كرده اند. پروژه مذكور كه طي ۵ سال اخير فعاليت بيشتر و گسترده تري را در نسبت با مسائل سوريه و آينده آن سامان داده است، در هفته هاي گذشته با برگزاري ۲ جلسه مهم مشورتي و علمي، نتايج مطالعات و بررسي هاي خود را به محك نقد، بررسي و آزمون قرارداده است. «چهار چوبي براي آينده سوريه» در چشم انداز سال ۲۰۳۰ ميلادي مبتني بر سياست ها و برنامه هاي اجرايي، دستاورد اسكوا براي سوريه جديد است. در سند فوق تقريباً در محورهاي ۹ گانه مسائل و موضوعات مربوط به بازسازي سوريه و آينده آن بحث و بررسي و مكتوب شده است. هم اكنون بيش از ۸۰۰ پروژه از اين طريق آماده اجرا شده و براي شروع آن منتظر حل بحران سوريه هستند، نقشه تقريباً كاملي براي سوريه پس از بحران تا از رهگذر آن تغييرات وابسته به آن نيز براي كشورهاي همسايه و عضو تدبير و محقق گردد. ۲ ـ پيش فرضي كه با مطالعه اسناد پروژه اسكوا مي توان مطرح نمود، اين است كه با در نظر گرفتن همه ملاحظات جامعه شناختي و مردم شناسانه درباره جغرافياي منطقه و در تركيبي از آينده پژوهي اكتشافي و هنجاري: *درباره آينده هنجاري سوريه انديشه شده است. *درباره آينده مطلوب و مورد نظر طرح و برنامه و البته پروژه هاي مشخص تدوين شده است. *آينده سوريه در قالب سياستها و برنامه هاي عملياتي ناظر و همسو با آن، چهارچوب بندي شده است. *همه طرح و برنامه ها با در نظر گرفتن سناريو هاي قابل تصور براي آينده سوريه جمع بندي شده اند. پرسش مهم اين است كه چنين آينده اي، براي چه كساني و چرا مطلوب است؟ و اساساً اين بخش از آينده طراحي شده، تكه كدام آينده جامع تري از منطقه غرب آسياست؟ ۳ ـ كميته اقتصادي غرب آسيا (اسكوا) به عنوان يكي از كميته هاي پنج گانه سازمان ملل براي دستيابي به اهداف اقتصادي – اجتماعي، فعاليت هاي خود را در سال ۱۹۷۴ ميلادي در بيروت آغاز نمود و از سال ۱۹۸۲ به بغداد منتقل شد و پس از آن در سال ۱۹۹۱ به عمّان نقل مكان كرد و در سال ۱۹۹۷ بار ديگر به بيروت بازگشت تا صاحب مقر دائمي گردد. توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورهاي عضو ظاهرا مهم ترين هدف اسكوا است. بر اين مبنا اسكوا يك چارچوب مشخص براي تدوين سياستها و مناسب سازي آن ها با تمركز بر برنامه ها فراهم مي كند. جايگاهي براي ديدار، هماهنگي و ديده باني اطلاعات كليدي و راهبردي كه تصميم گيري هايي با تاثير گسترده را فراهم مي آورد. در اين راستا اسكوا فعاليتهاي خود را با ادارات و دفاتر اصلي در مقر سازمان ملل متحد و نمايندگي هاي تخصصي آن، سازمان هاي بين المللي و سازمان هاي منطقه اي مانند اتحاديه عرب و موسسات فرعي آنها و مجلس همكاري هاي خليج هماهنگ مي نمايد. اسكوا در برگيرنده ۱۸ كشور عربي در منطقه غرب آسيا شامل: اردن، امارات متحده عربي، بحرين، تونس، سوريه، سودان، عراق، عُمان، فلسطين، قطر، كويت، لبنان، ليبي، مصر، عربستان سعودي، مغرب، موريتاني و يمن مي باشد. ۴ ـ غرب آسيا يكي از مناطقي است كه به طور ساختاري كانون نفوذ كشورهاي مدعي بوده است. در دوران جنگ سرد، اين منطقه عرصه نفوذ ۲ ابرقدرت شرق و غرب (شوروي و آمريكا) بود. پيروزي انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷ موج تازه اي در منطقه ايجاد كرد و محوري را شكل بخشيد كه به «محور مقاومت» معروف شد. هدف پايه اي محور مقاومت در فضاي دوقطبي آن روزها، رويارويي با نفوذ غرب و شرق به ويژه رژيم صهيونيستي بود. اين محور در دوران پس از جنگ سرد نيز در برابر زياده خواهي هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي گزينه ايستادگي را برگزيد. از اين منظر فعاليت كشورهاي مختلف در اين منطقه روند تغيير و تحول «مفهوم قدرت» را به خوبي به نمايش مي گذارد. آمريكا پس از تجربه مستقيم حضور در عراق و پيامدهاي حاصل از آن، در موضوع بحران سوريه سياست متفاوتي را اتخاذ كرد. شيوه اي كه شايد بتوان آن را با نام مديريت ساختاري بحران و حضور غيرمستقيم براي اعمال قدرت آن را بحث و بررسي نمود. به كارگيري قدرت هوشمند از سوي آمريكا با هدف جايگزين كردن نگاه وسيع تر به اهداف، راهبردها و دايره نفوذ به جاي نگاه محدود به جنگ در سوريه و مبارزه با تروريسم است. مي توان گفت پس از تجربه عراق، آمريكا با در كنار هم گذاشتن توان نظامي و اقتصادي در كنار قدرت نرم خود، در حال ايجاد چارچوبي كم هزينه براي پرداختن به چالشهاي جهاني است. قدرت، توان تاثيرگذاري بر رفتار ديگران است به گونه اي كه نتيجه مورد انتظار كه شما مي خواهيد اتفاق بيفتد. قدرت هوشمند، تركيب توانمندي ازقدرت نرم و سخت است و به معناي ايجاد يك راهبرد همگرا، منابع محور و ابزارهاي مناسب براي دستيابي به اهداف كشورها مبتني بر قدرت سخت و نرم مي باشد. اين شكل ازقدرت رويكردي است كه روي ضرورت نيروي نظامي قدرتمند به همراه سرمايه گذاري كلان در زمينه «اتحادها، همكاريها و نهادها» در همه سطوح تاكيد مي كند تا بدين سبب ضريب نفوذ افزايش يافته و اقدامات مشروعيت يابد. در اين معنا، با توجه به بحران سوريه و مسايل پيش روي آن، تلاش در جهت امور مثبت به خصوص براي آمريكا ضروري است چرا كه باعث مي شود قدرت خود را با منافع و ارزشهاي جهاني هماهنگ ببيند.
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها