خاورميانه پس از اوباما ؛ ايران و روسيه خلاء امريكا را پر مي كنند

تعداد بازدید : 51
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 2 بهمن 1395 00:00
بديهي است كه با كاهش حضور آمريكا در خاورميانه، اين منطقه دستخوش تغييرات بنيادين و شگرفي خواهد شد و ايران نخستين رقيبي خواهد بود كه خلاء ناشي از خروج آمريكا از اين منطقه را پر خواهد كرد.
ديپلماسي ايراني: «باراك اوباما»، در طول دوره هشت ساله تصدي پست رياست جمهوري آمريكا به طور مكرر اعلام كرد كه سياست اين كشور در قبال منطقه خاورميانه مبتني بر خروج و عقب نشيني از اين منطقه است. اما حقيقت آن است كه اوباما بيش از هر رئيس جمهور ديگر ايالات متحده آمريكا در مسائل و سياست هاي خاورميانه درگير شد. اگرچه اوباما در سخنان و اظهارات خود همواره عنوان كرده كه آمريكا هيچ علاقه اي به مداخله در درگيري هاي فرقه اي هزاران ساله ميان جناح هاي مختلف اسلام ندارد اما واقعيت آن است كه اوباما در طول دوران رياست جمهوري خود به قيمت نارضايتي متحدان سني قديمي خود در منطقه خاورميانه، اغلب از كشور شيعي ايران حمايت و پشتيباني كرد و تمام تلاش خود را كرد تا شرايط و اوضاع را به نفع اين كشور تمام كند. در پي حوادث سال 1388 ايران نيز اوباما نه تنها خود را از ماجرا كنار كشيد بلكه به صورت مخفيانه پيام هايي را به تهران ارسال و در آن بي طرفي خود را اعلام كرد. اوباما با اين كار اميدوار بود كه شايد بتواند نظر مثبت رهبران ايران را به خود جلب كرده و از اين راه يك شريك منطقه اي براي خود دست و پا كند. در سوريه نيز اين ماجرا تكرار شد و باراك اوباما در پي وقوع بحران داخلي در اين كشور تنها به ابراز حمايت از مردم سوريه اكتفا كرد و پس از آن نيز به سرعت خود را از مسئله سوريه كنار كشيد. با عقب نشيني از بحران سوريه، رئيس جمهور آمريكا ديگر نمي توانست در قضيه مداخله كرده و خواستار كناره گيري بشار اسد از قدرت شود، بنابراين در آن شرايط اوباما صرفاً از بشار اسد درخواست كرد كه از مانع از اصلاحات در اين كشور نشده و از سر راه اصلاحات كنار رود. اما زماني كه بحران هايي از اين دست در كشورهاي عربي منطقه اتفاق افتاد، اوباما به سرعت از تظاهركنندگان عربي اعلام حمايت و پشتيباني كرد. به عنوان مثال با بروز شورش و ناآرامي در مصر، كاخ سفيد به حمايت از مردم و معترضان پرداخت. مردم در آن زمان خواستار بركناري «حسني مبارك» از قدرت شدند، اما وي بدون كوچكترين اعتنايي به تظاهرات مردمي در خيابان هاي قاهره، از انجام اين كار امتناع كرد و سرانجام كاخ سفيد در بيانيه اي خواستار كناره گيري سريع وي از قدرت شد. اوباما در لبنان و عراق نيز همين سياست را در پيش گرفت و اتحاد با متحدان سني خود را قرباني منافع و خواسته هاي خودخواهانه خود كرد. همين الگو را مي توان در سياست آمريكا نسبت به تركيه نيز به وضوح مشاهده كرد. اگرچه تركيه كُردهاي عراق و سوريه را به مثابه دشمن خود قلمداد مي كند، اما اوباما در طرح دوستي و ايجاد روابط با گروه هاي كُرد در اين دو كشور نيز بسيار سريع عمل كرد. با روي كار آمدن دونالد ترامپ، ميزان نفوذ آمريكا در منطقه خاورميانه بيش از پيش كاهش خواهد يافت. دليل اين امر نيز آن است كه در هشت سال اخير، باراك اوباما روابط و اتحاد آمريكا با متحدان عربي اين كشور در منطقه خاورميانه را به مرز نابودي كشاند و بدون شك دولت ترامپ نيز پس از روي كار آمدن به روابط اين كشور با دوستان و متحدان جديد شيعه پايان خواهد داد. مسلم است كه بدون وجود متحدان سني قديمي يا دوستان جديد شيعه، حضور آمريكا در منطقه خاورميانه به شدت كاهش يافته و همچون دوران پيش از دهه 50 ميلادي كمرنگ خواهد شد. بديهي است كه با كاهش حضور آمريكا در خاورميانه، اين منطقه دستخوش تغييرات بنيادين و شگرفي خواهد شد. برخي از تحليلگران پيش بيني هايي را در مورد اوضاع و شرايط اين منطقه پرآشوب از جهان پس از خروج و عقب نشيني آمريكا از اين منطقه ارائه داده اند اما ما در ادامه به برخي از رويدادهاي كه ممكن است در آينده براي اين منطقه رُخ دهد اشاره خواهيم كرد. ايران نخستين رقيبي است كه خلاء ناشي از خروج آمريكا از منطقه خاورميانه را پر خواهد كرد و بدون شك پس از ايران روسيه نيز به ميدان خواهد آمد. اين دو كشور مدت هاست كه سياست حمايت از اقليت هاي منطقه خاورميانه، يعني شيعيان و مسيحيان در مقابل تروريسم (كه از رويكرد و نقطه نظر ايران و روسيه همان اكثريت مسلمانان سني است) را اتخاذ كرده اند. اگرچه در حال حاضر ايران و روسيه در هماهنگي كامل با يكديگر به سر مي برند اما با توجه به اين كه اين دو كشور با يكديگر بر سر نقش رهبري در منطقه خاورميانه رقابت دارند، به نظر مي رسد كه ادامه چنين روندي بسيار سخت و دشوار خواهد بود. روسيه تصور مي كند كه مي تواند ايران را تحت كنترل و نفوذ خود درآورد اما به نظر مي رسد كه اين كشور ذهنيت غلط و نادرستي دارد. زماني كه بمب افكن ها و جنگنده هاي روسيه به منظور بمباران اهداف و مواضع شورشيان سوري از پايگاه هاي هوايي ايران استفاده كردند، ايران به سرعت اين روند را متوقف ساخت. همين موضوع خود به خوبي گوياي آن است كه اتحاد و همكاري ميان اين دو كشور ناچيز و اندك بوده و آن چنان هم كه ديگران تصور مي كنند دوام نخواهد آورد. يكي ديگر از چالش هاي پيش روي اتحاد ميان ايران و روسيه اختلاف نظر اين دو كشور در برخي مسائل مرتبط با سوريه است. براي مثال ايران در موضوع سوريه تمايلي به تقسيم قدرت با روسيه ندارد. اگرچه ايران تلاش مي كند كه با همكاري روسيه به پيروزي نهايي در سوريه دست يابد اما خواهان آن است تا پس از پيروزي، سوريه را تحت كنترل و نفوذ مطلق خود در آورد؛ امري كه موجب تعجب و شگفتي روسيه شده و ممكن است اين كشور را به آن وا دارد تا ارئه پوشش هوايي در سوريه را متوقف كند. در عوض، هر زمان كه روسيه چه به تنهايي و چه به طور مشترك با آمريكا و تركيه در مناطقي از سوريه اعلام آتش بس كرد، ايران به دنبالي راهي براي پايان دادن به اين آتش بس بود. شايد ايران از اين طريق تلاش مي كرد تا پيامي را به روسيه و جهان برساند و به آنها نشان دهد كه ايران تنها قدرت تعيين كننده در كشور سوريه است. همكاري و اتحاد ميان ايران و روسيه از يك سو و فاصله گرفتن آمريكا از متحدان قديمي اش در منطقه همچون تركيه نيز از سوي ديگر موجب شد تا آرايش ائتلاف ها در منطقه خاورميانه تغيير كند. براي مثال، با استقرار نيروهاي ارتش تركيه در خاك سوريه، مقامات تركيه خود را در تقابل با اتحاد ميان ايران و روسيه ديدند. از آنجا كه تركيه به دنبال متحدان ديگري است تا بتواند آنها را جايگزين واشنگتن كند و روسيه نيز تلاش مي كند تا متحدان جديدي براي خود دست و پا كند، روس ها و تُرك ها توانستند از فرصت پيش آمده براي ايجاد يك اتحاد جديد استفاده كنند. بدون شك ظهور اتحاد ميان روسيه و تركيه اتحادهاي كنوني ميان آمريكا و تركيه و نيز ايران و روسيه را تحت شعاع خود قرار خواهد داد و موجب بروز آرايش جديدي در منطقه خاورميانه خواهد شد. از آنجا كه انتظار مي رود دولت جديد ترامپ همچنان به دشمني ديرينه خود با ايران ادامه داده و در عين حال روابط نزديك و دوستانه اي را با دو كشور تركيه و روسيه ايجاد كند، به نظر مي رسد كه آمريكا به اين زودي ها نتواند جايگاه پيشين خود در منطقه خاورميانه را به دست آورد. ممكن است آمريكا تنها به اتحاد ميان روسيه و تركيه بپوندد و تا مدتي به همين نقش ثانويه بسنده كند، اما از آن جا كه مقامات واشنگتن بايد مدت زمان زيادي را صرف حل مشكلات داخلي در اين كشور كنند، به نظر مي رسد كه كسب تعادل پيشين و قدرت نمايي مجدد آمريكا در سطح جهاني به اين زودي ها محقق نخواهد شد. اكنون كه دوران رياست جمهوري باراك اوباما به روزهاي پاياني خود نزديك است شايد زمان خوبي براي ارزيابي سياست خارجي وي فراهم شده باشد. با يك نگاه كلي به سياست خارجي اوباما در طول هشت سال اخير مي توان دريافت كه آمريكا در تمام اين مدت تلاش كرد تا از طريق ايجاد روابط با ايران، اين كشور را جايگزين متحدان عرب خود در منطقه كند. سياست خارجي اوباما در كشورهاي عراق و سوريه نيز در طي اين سال ها نتايج مثبتي به همراه نداشت. در صورتي كه اتحاد جديدي ميان تركيه و روسيه شكل گيرد ممكن است كه اين امر ايران و آمريكا را تا حدي به يكديگر نزديك كند. اما ما در اين جا با عامل ناشناخته اي به اسم «دونالد ترامپ» روبرو هستيم كه هنوز به درستي نمي دانيم چه مواضعي را در زمينه سياست خارجي در پيش خواهد گرفت. اما گذشت زمان به ما نشان خواهد داد كه وي چه رويكردي را در قبال منطقه خاورميانه اتخاذ خواهد كرد.
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها