جنگ امروز جنگ محتواست؛ استفاده هوشمندانه داعش از رسانه هاي اجتماعي

تعداد بازدید : 49
تاریخ و ساعت انتشار : جمعه 17 دی 1395 00:00
نتايج پژوهش ميداني يك انديشكده استراليايي نشان مي دهد كه گروه تروريستي داعش از شبكه ها و رسانه هاي اجتماعي به شيوه اي هوشمندانه بهره برده و از اين طريق مردان و زنان جوان در سراسر جهان را به مسير افراطي گري مي كشاند.
نويسنده: نيكول متجيك ديپلماسي ايراني: يكي از انديشكده هاي نظامي استراليا اخيراً نتايج تحقيقات 18 ماهه خود بر روي مبارزان خارجي استراليايي پيوسته به داعش و بازيگران داخلي اين كشور را منتشر كرده است. نتايج اين پژوهش ميداني حاكي از آن است كه گروه تروريستي داعش از شبكه ها و رسانه هاي اجتماعي به شيوه اي هوشمندانه بهره برده و از اين طريق مردان و زنان جوان در سراسر جهان را به مسير افراطي گري مي كشاند. داعش و شيوه بازاريابي محتوايي بسيار موثر اين گروه اگر «بازايابي هزاره» را در گوگل سرچ كنيد، در كسري از ثانيه چندين صفحه با اين عنوان براي شما باز خواهد شد. موضوعاتي از داده هاي جمعيتي، شيوه ها و عادات هزينه كردن، نقشه هاي جغرافيايي به كارگيري شبكه هاي اجتماعي تا مطالعات موردي درباره نام هاي تجاري. همچنين در اين صفحات با طرح هاي استراتژي بازاريابي محتواي داعش يا «جنگ محتوا» نيز روبرو خواهيد شد. تنها تفاوت اين بازاريابي محتواي داعش با دير گونه هاي بازاريابي اين است كه به جاي بازاريابي محصولات زيبايي، لباس و اتومبيل، داعش از شيوه بازاريابي محتوا براي گسترش تروروريسم استفاده مي كند. از ديد جهادگران افراطي، محتوايي كه آنها ارائه مي دهند تلفيقي از روايت هاي فرهنگي، زباني، مذهبي و اغلب اقتصادي است به گونه اي كه احساسات يك جنگجو را برانگيخته و حس متعلق بودن به امت جهاني را در وي ايجاد مي كند. براي ديگران ـ و در واقع اكثر مسلمانان جهان ـ اين بسته محتوايي مي تواند احساس ترس و وحشت را القا كند. در سطوح محلي، جنگ محتوا اثري تعيين كننده دارد و مي تواند با ارعاب مردم آنها را وادار به ترك خانه هايشان يا رها كردن پست هايشان در پليس و نيروهاي مسلح كند. «كليف گيلمور»، سرهنگ بازنشسته نيروي دريايي ايالات متحده معتقد است كه در واقع رسانه ها آنگونه عمل مي كنند كه ما مي خواهيم، وي در اين خصوص مي گويد: "در محيط ارتباطي امروز، توجه به يك منبع يكسان براي هر دو طرف درگير در يك مسئله مسلماً ناشي از بي حالي فكري است اما مشكل از رونامه نگاران يا روزنامه نگاري نيست، بلكه مشكل از كاربران رسانه است.» داعش با استفاده از روش هاي ارتباطي بسيار نوين در شبكه هايي كه داراي كاربران ثابت بسياري است، بدون هيچ گونه مانعي كاربران را براي جنگ محتوايي تشويق كرده و اين رسانه هاي اجتماعي را به طور انحصاري تحت سلطه گرفته است. تأثير بر قلب ها و ذهن ها شبكه هاي اجتماعي بيشتر به جامعه شناسي و روانشناسي پيوند خورده اند تا تكنولوژي. نيروهاي نظامي غربي در بيشتر مواقع در حقيقت ضداجتماعي هستند. هيچ قصدي براي تعامل، پاسخ يا توييتي وجود ندارد. ما خود را تمام مدت به شمردن تعداد لايك ها، بررسي نظرات، اشتراك گذاري ها و ريتوئيت ها مشغول مي كنيم اما تعيين كميت هايي از اين دست نمي تواند نمود خوبي براي تأثيرات استراتژيك واقعي آن باشد. در بسياري از مواقع، اثرات استراتژيك نامشخص هستند. شايد به همين دليل است كه در زمينه تأثيرگذاري بر مخاطبان خود در رسانه هاي اجتماعي شكست خورده ايم و تنها توانسته ايم آنها را كمي سرگرم كنيم؛ عين حال نيز متعجب هستيم كه چرا قلب ها و ذهن ها بدون تغيير باقي مانده است. نكته مهم اين است كه در اين تجزيه و تحليل ها استثنائاتي نيز وجود دارد. تعداد انگشت شماري از كشورها همچون كانادا و آلمان توانسته اند با درك كليت محيط اطلاعاتي و درك عميقي از اعتمادسازي و انعطاف پذيري در جوامع خود، اين نفوذ را ايجاد كنند. گردانندگان زيرك و هوشمند رسانه هاي اجتماعي به خوبي مي دانند كه ايجاد يك برند قابل اعتماد نياز به محتوايي دارد كه بسيار فراتر از سرگرمي و پخش برنامه بوده و از پويايي لازم برخوردار است. براي ايجاد اين اثر رسانه هاي اجتماعي بايد دل ها و ذهن ها را با خود همراه ساخته، تفكر انتقادي را تحريك كرده، خواننده يا بيننده را آموزش داده و آنها را متقاعد كنند. برند داعش گذشته از آگاهي از برندسازي و نحوه استفاده از آن، اين كه چگونه دشمنان ما اين چنين تأثيري قدرتمند ايجاد كرده اند هيچ ارتباطي به تكنولوژي ندارد، بلكه ارتباطات نزديك و مستقيمي با جامعه شناسي، روانشناسي و مردم شناسي دارد. از تصاوير مربوط به ماشين هاي تويوتاي داعش و توييت عكس جنگجويان داعش با بي ام دبيلوهاي از جنس طلا گرفته تا پزشكان متخصصي كه در بيمارستان داعش نوزادان تازه متولد شده را در آغوش دارند مي بينيم كه داعش اين توانايي را دارد تا وضعيت هاي بسيار غيرطبيعي را بسيار طبيعي جلوه دهد. متخصصان مبارزه با تروريسم استراليايي در «لِوي وست» در سال 2015 دريافته اند كه در حال حاضر داعش به جاي آن كه همانند گذشته به توليد محتواهاي خشونت آميز ادامه دهد، بيشتر در حال توليد محتواهايي براي عادي سازي خلافت خود است است. اين تغيير نشان دهنده يك هدف راهبردي متمايز براي ايجاد مشروعيت و ثبات در پروژه دولت ـ ملت است. برند داعش ضمن تلاش براي رسيدن به مشروعيت خلافت به صورت هم زمان تلاش مي كند تا فريب هاي ظاهري خود را همچنان حفظ كرده و آنها را به تصوير بكشد. ساخت يك برند يك چيز است و حفظ مشروعيت دروغين چيز ديگري است. ريسمان جهادي مدت زيادي است كه استراتژي داعش به عنوان يكي از وحشتناك ترين موفقيت هاي مدرنيته شناخته مي شود. اما حقيقت آن است كه نمي توان رسانه را يك استراتژي قلمداد كرد. به عبارت ديگر، داعش خود داراي استراتژي ارتباطي پيچيده است كه از رسانه ها در آن به عنوان يك تاكتيك استفاده مي كند. اين تمايز از اهميت به سزايي برخوردار است چرا كه رسانه به دنبال انتشار نوعي ذهنيت است درحالي كه ارتباطات نوعي ديالوگ يا مكالمه دوسويه محسوب مي شود. اين مكالمات براي جلب حمايت و سوق دادن افراد به سوي افراطي گري بسيار مهم و ضروري است. تنها تعداد بسيار اندكي از افراد صرفاً به دليل استفاده از محتواي آنلاين و رسانه هاي اجتماعي مرتكب اعمال تروريستي مي شوند. در استراليا، تنها 2 درصد از نيروهاي جهادي بر اساس چنين شيوه اي به افراط گرايي روي آورده اند، در حالي كه حدود 21 درصد از اعضاي اين گروه هاي افراطي در گذشته سابقه ارتكاب جرم داشته و سپس به اين گروه ها روي آورده اند و 69 درصد ديگر نيز از طريق شبكه گروه هاي افراطي يا روابط خانوادگي به افراط گرايي روي آورده اند. اين مدار پيچيده از گفت و گوها ريسمان يا چارچوبي ايجاد مي كند كه فرد مستعد در هر مرحله از افراط گرايي خود را فريب داده و تصور مي كند كه كنترل سرنوشتنش را در اختيار دارد. همچنين داعش با انتخاب كلمات و مفاهيمي آشنا براي جذب مسلمانان ـ همانند تمايل رفتن به بهشت ـ تفاوت ميان عادي بودن و افراطي گري را گنگ و مبهم مي سازد. درك قدرت بي نظير هجمه اطلاعات براي لحظه اي از موضوع جنگ محتوايي فاصله بگيريد و به اين فكر كنيد كه چگونه برداشت ها و نظرات شما از طريق رسانه هاي اجتماعي يا از طريق خانواده و دوستانتان شكل مي گيرد. اشتراك گذاري يك تجربه خوب تنها لحظه اي دوام خواهد داشت اما يك تجربه بد مدت ها در خاطر مي ماند. اين تجربه را يك مرحله بالاتر ببريد. سايت ها و اپليكيشن هاي آنلاين نظرسنجي را در نظر بگيريد؛ آيا حاضريد در رستوراني يا هتلي كه نظرات منفي زيادي درباره آنها در اينترنت وجود دارد وارد شده و غذا ميل كنيد؟ پژوهش ها نشان مي دهد كه در حدود 93 درصد از توريست ها و مسافران تحت تاثير نظرات آنلاين هستند، درحالي كه 70 درصد از مصرف كنندگان در سراسر دنيا در وهله اول به تبليغات اعتماد كرده و پس از آن به نظرات خريداران ديگر توجه مي كنند. حالا اگر يك گام به عقب برداريم و در چارچوب جنگ محتوايي و افراط گرايي نگاه كنيم، پاسخ هاي رواني ما به اين موضوعات نيز چندان تفاوتي با محرك هاي مشابه در بازاريابي نخواهند داشت. وقتي كه پيام هاي راديكال را از طريق كانال هاي تاثيرگذار و قدرتمند همچون همكاران شبكه اي يا اعضاي خانواده دريافت مي كنيم، درك ما از اعمال ديگران در شبكه هاي آنلاين و آفلاين ما شكل مي گيرد. آنچه مسلم است اين است كه داعش از شيوه هاي متعارف جنگ به شيوه هاي جديدي همچون جنگ محتوايي روي آورده و در اين مسير نيز كاملا هوشمندانه عمل مي كند. بنابراين در جنگ محتوايي به وجود آمده با داعش ـ جايي كه ادراك ها و نظرات ما ازطريق حضور در فضاي مجازي شكل مي گيرد ـ ما بايد با يكديگر متحد شده يا مواجه با اين چالش ها را بپذيريم. منبع: ناتو ريويو
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها