دغدغه روس ها با ما متفاوت است ؛ سوريه، صحنه آزمون روابط تهران - مسكو

تعداد بازدید : 49
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 13 دی 1395 00:00
صادق ملكي، كارشناس و تحليلگر ارشد سياسي در يادداشتي براي ديپلماسي ايراني مي نويسد: محاسبات ورود مسكو به خاورميانه، بسيار پيچيده، چندوجهي و از جنس محاسبات تهران نبوده و نيست.
ديپلماسي ايراني: در معادلات منطقه اي و جهاني بواسطه نوع نظام سياسي دست هاي تهران در انتخاب دوست و متحد چندان باز نيست. در ميان اين گزينه هاي محدود، روس ها براي ايران يك انتخاب بوده اند، اما ارزيابي عملكرد روس ها در سال هاي گذشته نشان داده است كه در روابط روابط تهران- مسكو، روس ها كمتر قابل اعتماد بوده و گام هاي برداشته شده با آنان هميشه با ترديد و در سايه اي از ابهام همراه بوده است. همكاري ايران و روسيه در فتح حلب بخشي از اين ابهام را زدود، اما هنوز تا پايان بحران سوريه راه درازي در پيش است تا سايه ترديد جاي خود را به اعتماد استوار، قابل اتكا و البته متقابل بدهد. هماهنگي مسكو با آنكارا بيش از تهران و قبل از دمشق، دعوت از رياض براي مشاركت در پروسه صلح و... از فرداي فتح حلب، علايم ارسالي ماندگاري ترديد ها بود. با اين وجود بايد صبر كرد و با توجه به عملكرد روس ها و نتايج نهايي بحران سوريه، به ارزيابي در مورد مسكو رسيد. با پايان جنگ سرد و فروپاشي شوروي، صحنه سياست در عرصه بين المللي و منطقه اي صحنه يكه تازي آمريكا شد، اما روسيه به سرنوشت مرد بيمار اروپا دچار نشد و با ظهور پوتين در روندي آرام به اقتدار گذشته نزديك شد. مسكو در برابر حمله آمريكا به عراق منفعل بود اما سرانجام با بحران سوريه به خاورميانه بازگشت. بازگشت مسكو به منطقه، در كنار تأثيري كه بر محاسبات واشگتن گذاشت، بر هر يك از كشورهاي خاورميانه نيز تأثيرات خاص خود را داشته و دارد. بارز ترين نمود و تاثيرگذاري حضور روس ها در خاورميانه در ميدان سوريه خود را نشان داده است. با ورود روسيه به بحران سوريه در يكسال گذشته، صحنه ميداني نبرد، بنفع دمشق و متحدين آن تغيير يافت. در اين راستا در اقدامي قابل تعمق كه پذيرش آن در داخل ايران و در سطح بين المللي همراه با شوك بود، روس ها توانستند مجوز پرواز از پايگاه نوژه همدان را كسب و مواضع تروريست ها مورد هدف قرار دهند. مي توان گفت استفاده از پايگاه نوژه، به تنهايي و فارغ از بحران سوريه، تحول و رويدادي بسيار مهم و در عين حال قابل تعمق بود. همكاري در اين سطح اگرچه كوتاه بود، اما نشان از تغييرات راهبردي در سطح منطقه داشت. از سوي ديگر شش سال مقاومت دمشق، ضمن اينكه رؤياي سقوط دوماهه اسد براي آنكارا را بر باد داد، ناامني موجود در سوريه را به داخل تركيه كشانده و صدمات جدي به اين كشور وارد كرد. عليرغم اين تحولات، با توجه به گذشته تاريخي روس ها و ابهام هاي رفتاري مسكو، بسياري در تهران به همكاري روس ها با ديده ترديد مي نگرند. سئوالاتي در اذهان موجود است كه نياز به پاسخ شفاف دارند. براستي روس ها در منطقه خاورميانه بدنبال چه هدفي بوده و هستند؟ آيا روس ها در بحران هاي جدي قابل اطمينان و اتكا هستند؟ آيا ملاحظات بين المللي روس ها در آينده سبب پشت كردن به متحدين منطقه اي آنان خواهد شد؟ و... سئوالاتي از اين قبيل كه پاسخ به آنان چندان ساده نبوده و نيست. آنچه مسلم است محاسبات ورود مسكو به خاورميانه، بسيار پيچيده، چندوجهي و از جنس محاسبات تهران نبوده و نيست. اگر در نگاه روس ها توجهي به منطقه مي گردد، اين توجه با مدنظر قرار دادن ملاحظات بين المللي مسكو مي باشد. لازم نيست به عقبه تاريخي روس ها در ايران اشاره كرد. از منظر افكار عمومي و از ديد بسياري از اهل نظر، روس ها در روابط خود با ايران داراي كارنامه قابل قبولي نمي باشند. عليرغم اين ديدگاه، طرفداران رابطه با روسيه در ايران اعتقاد دارند روس ها تغيير كرده و نبايد ذهنيت گذشته تاريخي محل قضاوت و عامل ارزيابي رفتار سياسي امروز آنان باشد. البته اين سخني است كه هنوز در بوته آزمايش جدي قرار نگرفته است. سخن گفتن از گلستان، تركمانچاي، به توپ بستن مجلس، اشغال آذربايجان و حتي عدم تحويل طلا به دولت ملي مصدق اشاره به دور بوده و موجب رنجش تئوريسين هاي روابط استراتژيك تهران و مسكو مي گردد. اما ما با تلخي هاي تاريخ نزديك چه كنيم. روس ها در تكميل و تحويل نيروگاه هسته اي بوشهر نه تعلل، بلكه بدعهدي آشكار كردند. در فروش موشك هاي اس ۳۰۰ كار به شكايت ايران از روسيه كشيد. از همه مهمتر، روس ها در تصويب قطعنامه هاي هسته اي عليه ايران و تحريم ها با آمريكا همراهي كردند و مهم آنكه بخش مهمي از اين تحولات در دوره پوتين رخ داده است. روس ها در سوريه هستند اما چگونگي اين حضور محل سئوال بوده و مشخص نيست ما با آنانيم يا آنان با ما و يا هر دو براي حمايت از هم در آنجا حضور داريم. ابهام در رفتار و سياست روس ها نسبت به آينده همچنان مهم ترين نگراني است. نوع نگرش روس ها به سوريه و مقاومت بيش از آنكه حاصل نگاه راهبردي باشد، برخاسته از نگاه تاكتيكيِ گذرايي است كه مي تواند با توجه به شرايط تغيير نمايد. روس ها با تركيه روابط نزديك داشته و نسبت به رياض نيز ملاحظات خاص دارند. دعوت از عربستان براي پيوستن به گفتگوي هاي سوريه فارغ از اينكه حاصل مدنظر قرار دادن ملاحظات كلان منطقه اي مسكو است، به تنهايي تحولي است كه مي تواند در صورت مشاركت سعودي ها در نشست هاي سوريه، موازنه را به زيان ايران و جبهه مقاومت بنمايد. تعلل و كوتاهي در همزماني تخليه محاصره شدگان شرق حلب با فوعه و كفريا، مي تواند نشانه هاي بارز سياست هاي احتمالي آينده به زيان تهران در سوريه باشد. واقعيت امر آن است كه ايران در نظام بين المللي يك استثناء مي باشد اما اين موقعيت نمي تواند به تنهايي عامل تنظيم كننده معادلات منطقه و بطور مشخص معادلات سوريه باشد. نظام بين الملل محاسبات خاص خود را داشته و نگاه آرماني و... ايران، تأثيري در آن ندارد. حتي جايگاه خاص ايدئولوژيك ايران، در بخش هايي براي روس ها نه تنها مطلوب نيست، بلكه مشكل ساز نيز مي باشد. سيستم روس ها غيرايدئولوژيك و در چارچوپ سكولاريسم عمل مي نمايد. روس ها داراي روابطي ويژه با اسرائيلي هستند كه از منظر تهران، نظامي غيرمشروع است. تركيه براي مسكو شريكي مهم است كه فارغ از حجم بالاي روابط تجاري و اقتصادي، در عرصه استراتژي انرژي روس ها جايگاه خاص دارد. در همين زمينه، ايران روس ها رقيب يكديگرند. در كنار اين موضوع، ۹۰ درصد مسلمانان روس اهل تسنن بوده و اين جماعت داراي روابط و علايق ويژه با تركيه و همچنين با عربستان مي باشند. مد نظر قرار دادن و اولويت دادن به ملاحظات اهل سنت روسيه، سياست كلان مسكو است. از سويي رعايت حساسيت هاي رياض، آنكارا و مسلمانان روسي از سوي مسكو، عامل كنترل افراط گرايي و اعمال مديريت در رفع يا كاهش خطرات ناشي از اقوامي چون چچن ها و اينگوش ها براي امنيت ملي روس ها مي باشد. در كنار اين موضوع روس ها بر خلاف تهران، به آمريكا به عنوان يك خصم دايمي نمي نگرند و اگر امكان معامله فراهم شود، در انجام آن ترديد نخواهند كرد. روسيه سال هاست با ضعف جدي در سطح تكنولوژي و منابع مالي مواجهه است و براي حل آن به دنبال جذب تكنولوژي و سرمايه هاي غربي است. بحران كريمه و اوكراين اگرچه سبب وقفه در روابط غرب و روسيه شده است، اما قابليت عملگرايي و معامله گري روس ها مي تواند شرايط را تغيير بدهد. برخي اعتقاد دارند كه سوريه مي تواند موضوع معامله باشد. نكته آنكه تئوريسين هاي طرفدار روابط راهبردي تهران و مسكو در تنظيم روابط بجاي مدنظر قرار دادن شرايط عادي، به شرايط جنگي نظر دارند. در عرصه و صحنه سياست بين الملل نمي توان سياست هاي جاري را با توجه به گزينه هاي آخر تنظيم كرد. شايد در شرايط جنگي اگر بحراني در ابعاد وسيع و با مشاركت بازيگران بين المللي در منطقه روي دهد، تهران و مسكو در كنار هم و رياض و آنكارا در كنار آمريكا باشند. با وجود اين در جهان معاصر سياست هاي راهبردي كشور ها بيش از آنكه تحت شرايط جنگي تنظيم گردد، با مدنظر قرار دادن شرايط عادي تنظيم مي گردد كه در آن صورت تهران يكي از مهره هايي است كه روسيه با توجه به شرايط مي تواند با آن بازي نمايد. با مد نظر قرار دادن اين نكات، مدافعان روابط راهبردي تهران و مسكو بايد پاسخ دهند كه با تكيه بر چه اصولي اعتقاد دارند كه روابط ايران و روسيه قابليت ارتقا به سطح استراتژيك داشته و بحران سوريه صحنه اثبات اين قابليت است. بنظر مي رسد رسيدن روابط كشور ها به سطوح استراتژيك الزامات خاص خود را دارد كه اين قابليت هنوز در روابط تهران و مسكو وجود ندارد. سخن آخر آنكه ضرورت هاي ناشي از جغرافيا و تاريخ و حوادث تاريخ معاصر ايران به گونه اي مي باشد كه حفظ موازنه در روابط خود با همه كشورهاي جهان، بدون ورود به قطب بندي تضمين كننده امنيت آن بوده و در محدويت هاي مانوري ايران، بهترين گزينه مي باشد. اگر تركيه عضو ناتو و روسيه متحد يا همراه ايران در سوريه، مي توانند در بحران سوريه كنار هم قرار گرفته مبتكر قطعنامه سازمان ملل در خصوص برقراري آتش بس شوند، بنظر مي رسد ما نيز مي توانيم با توجه به تجربيات ارزشمندي كه در افغانستان و عراق داشته ايم، در نگاهي عملگرايانه متكي بر واقعيت، با اتخاذ سياست چند وجهي در مسير حفظ موازنه و منافع خود گام برداريم. ضروري است باز تاكيد كنم محاسبات روس ها در بحران سوريه، محاسبات جهاني بوده و دغدغه روس ها از نوع و جنس دغدغه هاي ايراني نبوده و نيست.
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها