تركيه به فكر همكاري با روسيه است ؛ همسويي پوتين و اردوغان و منافع ايران در سوريه

تعداد بازدید : 47
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 13 دی 1395 00:00
محمدعلي دستمالي، كارشناس سياسي مسايل منطقه: چنين به نظر مي رسد كه آنكارا در تحليلي واقع بينانه، به اين نتيجه رسيده كه در پرونده سوريه، مي تواند با استفاده از كارت هاي مهم همچون شرايط جغرافيايي و نفوذ روي بخش مهمي از مخالفين سوري، با روسيه به شكلي گسترده و عميق، همكاري كند.
ديپلماسي ايراني: آزادسازي حلب، يكي از رويدادهاي مهم مرتبط با تحولات سوريه در چند ماه اخير بود. اما پس از اين رويداد، بزرگ نمايي و آگرانديسمان عجيبي در مورد حلب روي داد. بثينه شعبان مشاور، رئيس جمهور و از مهره هاي مهم نظام بعث سوريه، ادعا كرد كه اين اتفاق، توازن قدرت در منطقه و جهان را تغيير مي دهد و خود بشار اسد نيز مدعي شد كه مردم، تاريخ را به بعد و قبل از آزادي حلب به ياد خواهند آورد. اما واقعيت هاي عيني و آشكار صحنه ي سوريه، به ما مي گويد كه چنين نيست و اگر چه آزاد شدن حلب، دستاورد مهمي براي دمشق و حاميان اسد بوده اما بحران، همچنان به قوت خود باقي است و علاوه بر پالميرا، ادلب و رقه؛ در بسياري ديگر از مناطق حساس، خطر به قوت خود باقي است و اغلب مناطق شمال سوريه در دست كردها و بخشي از حد فاصل هاي مناطق كردنشين نيز در دست تركيه و مخالفين سوري تحت الحمايه آنكارا است. علاوه بر اين، هنوز هم هيچ جمع بندي قاطعانه اي در مورد آينده بشار اسد و ضمانتي براي ماندن او بر مسند قدرت، وجود ندارد و در يك كلام، منطقي نيست بر اين موضوع اصرار شود كه آزادي حلب، قدرت اسد را تثبيت كرده است. اتفاقا در فضاي جديدي كه پس از آزادي حلب روي داده، اجماع براي به رسميت شناختن بسياري از گروه هاي مخالف سوري بيشتر شده است. مسير متفاوت دو رقيب منطقه اي در سوريه ايران و تركيه، دو قدرت منطقه اي مهم هستند كه در بسياري از حوزه هاي سياسي و دفاعي، منافع همسو ندارند و اگر چه هر دو طرف، همواره تلاش مي كنند از به كارگيري مفهومي به نام «رقيب»، پرهيز و خودداري كنند اما در صحنه عمل، به خوبي مي توان ديد كه اين دو كشور، در دو مسير متفاوت هستند. تا چند ماه پيش، در اين معادله، تركيه به عنوان متفق و هم پيمان آمريكا و ايران نيز به عنوان حامي و يار روسيه در اين بازي حضور داشت و مي شد با خاطري آسوده تفاوت اين دو جبهه و اين دو موضع را دسته بندي كرد، اما امروز شاهد وضعيت متفاوتي هستيم و مي بينيم كه تركيه در جايگاهي قرار گرفته كه غير از بشار اسد، با همه ارتباط دارد و همچنان كه متفق ناتويي آمريكا و اروپا است، با روسيه نيز، در چيدمان صحنه، همفكري و مشاركت مي كند. در شرايطي كه برخي از چهره هاي دفاعي و سياسي ايران، پيش بيني كرده بودند كه پس از پايين انداختن سوخوي روسيه توسط تركيه، مسكو واكنش تندي عليه آنكارا نشان مي دهد، چنين چيزي روي نداد و اردوغان، پس از كودتا توانست پيوند خود با پوتين را دوباره جوش بزند. حتي بعد از ترور سفير روسيه در تركيه نيز، دور جديد روابط روسيه و تركيه متوقف نشد و اتفاقا شرايط براي همكاري اردوغان و پوتين، مهياتر و مساعدتر شده است. چنين به نظر مي رسد كه آنكارا در تحليلي واقع بينانه، به اين نتيجه رسيده كه در پرونده سوريه، مي تواند با استفاده از كارت هاي مهم همچون شرايط جغرافيايي و نفوذ روي بخش مهمي از مخالفين سوري، با روسيه به شكلي گسترده و عميق، همكاري كند. در شرايطي كه آمريكا همچنان تحت تاثير فضاي انتخاباتي و دوران انتقال قدرت به ترامپ و تيم او به سر مي برد، روسيه جا و مكان بهتري بر صحنه سوريه پيدا كرده و بيشترين نور، بر اين بازيگر تابانده شده است. روسيه در كل معادلات كلان پرونده سوريه و به ويژه در موضوع حلب، امتيازات تازه اي به دست آورده و همراهي قدرت منطقه اي مهمي به نام ايران، جايگاه روسيه را مستحكم تر كرد. اما رويكرد روسيه، عملگرايانه تر از آن است كه در اين مسير، با تركيه همكاري نكند يا امتياز خاصي به اردوغان ندهد. چرا كه نه تنها از منظر منافع مرتبط با دولت ها و كشورهاي روسيه و تركيه، بلكه از منظر شخصي نيز، دلايل و شباهت هاي بسياري براي تعميق روابط پوتين و اردوغان وجود دارد و در حال حاضر، شاهد اين موضوع هستيم كه تركيه با استفاده از اين موقعيت، امتيازات و كارت هاي جديدي به دست آورده است. در ماجراي آزادسازي حلب و خروج مخالفين، تركيه نقش برجسته تري پيدا كرد و در ماجراي جرابلس و الباب نيز، اين كشور نشان داده كه از اين به بعد به دنبال تكه بزرگ تري از كيك منافع و دستاوردهاي رقابت در سوريه خواهد بود و بدون تعارف، چنين چيزي، به معني طراحي سناريوهايي براي افق فردا روز سوريه خواهد بود كه به احتمال قوي، در اين افق، سهم نفوذ و امكان بازي تركيه در سوريه، بيشتر از ايران خواهد بود. چرا كه تركيه علاوه بر آن كه با سوريه نهصد كيلومتر مرز مشترك دارد، با طيف هاي گسترده اي از مخالفين سوري از اخواني ها و اعراب ليبرال گرفته تا بخشي از كردها و تركمن ها و ديگران ارتباط دارد و از آنها حمايت كرده است، در بخش مهمي از سوريه، نفوذ و جذابيت فرهنگي دارد و در پرونده سوريه، از آمريكا و روسيه گرفته تا عربستان و قطر و مخالفين و همه ي بازيگران ارتباط دارد و حتي اگر اخبار غيررسمي مذاكرات پنهاني آنكارا – دمشق نيز صحت نداشته باشد، مي توان پيش بيني كرد كه در هر دو سناريوي «سوريه ي با اسد» و «سوريه بدون اسد»، دست تركيه براي طراحي سناريوهاي متعدد و استفاده از گرينه هاي متفاوت باز است. اين در حالي است كه ايران، از اين حيث، در موقعيت ديگري قرار دارد و نه تنها با هيچ كدام از مخالفين سوري – دست كم در صحنه پيدا و آشكار - هيچ ارتباطي ندارد، بلكه در اين مسير، از امكان تعامل با آمريكا و اروپا هم برخوردار نيست و زوم تهران، تنها روي گزينه كانوني تداوم اقتدار بشار اسد قرار گرفته و به اين مي انديشد كه كنار نهادن او و بروز تغيير ساختاري در سوريه، دقيقا به معتي از دست رفتن كانال براي حمايت از حزب الله لبنان است. بايد توجه داشت كه چنين رويكرد ايديولوژيك خاصي كه بدون شك با رويكردهاي همه بازيگران مرتبط با پرونده سوريه تفاوت دارد، با بسياري از واقعيت هاي صحنه منطبق نيست و اگر به گزينه هاي ديگر و سناريوهاي ديگر انديشيده نشود، ديري نخواهد پاييد كه در صورت تداوم همكاري كنوني آنكارا و مسكو- كه هيچ دليلي طبيعي يي براي توقف آن وجود ندارد- مانور حركت ايران در سوريه را محدود و محدودتر خواهد كرد.
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها