فجايعي كه بعد از شكست تل آويو در جنگ 33 روزه روي دادند؛ طرح شوم مثلث اسرائيل- آمريكا- عربستان

تعداد بازدید : 48
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 13 دی 1395 00:00
احمد دستمالچي، سفير اسبق ايران در لبنان و اردن: تحولات جهان عرب، و سقوط رژيم هاي منطقه باعث ايجاد خلاء امنيتي ساختاري در منطقه شد كه اين مثلث شوم قصد بهره برداري از آن را داشت. به وجود آمدن تكفيري هاي سعودي - صهيونيستي و ارتكاب اين همه جنابت كه در حقيقت در تاريخ كم نظير است در خدمت اين طرح شوم و خطرناك بود.
ديپلماسي ايراني: در طول تاريخ، منطقه غرب آسيا هميشه از اهميت ويژه اي برخوردار بوده و اغلب تحولات مهم جهان در همين منطقه شكل گرفته است.مهد تمدني و فرهنگي بشريت و مهد ديني انبيا بوده است. اغلب جنگ هاي مهم و سرنوشت ساز تاريخ در همين منطقه بوده است. اسلام دين اكمل و اتم الهي از همين منطقه نشات و رشد و نمو كرده است. حلقه وصل سه قا ره بزرگ آسيا، اروپا و افريقا بوده و هست. تمدن بزرگ اسلامي در دامن همين منطقه شكل گرفته است. از سده اخير كه نفت اين ماده حياتي و تحول آفرين پيدا و كشف شد، باعث دگرگوني اساسي جهان بشريت در عرصه هاي مختلف صنعتي،علمي، اقتصادي و فناوري شد. اين مقدمه را از اين جهت مي خواستم يادآور شوم كه به چرايي اهميت تحولاتي كه دارد پيرامون ما رخ مي دهد، بيشتر پي ببريم و متوجه شويم كه چرا خنجر زهرآگين رژيم صهيونيستي را جهان استكبار در خاصره امت اسلامي فرو كرده و اين جسم بيگانه و كاملا غير منسجم با فرهنگ و تمدن اين منطقه را به پيكره امت اسلامي تحميل كردند و رژيم جعلي كودك كش اسراييلي را كه جز با خون آشامي و جنايت نمي تواند ادامه حيات دهد، در قلب جغرافياي اسلامي كاشتند. حالا با اين مقدمه مي خواهيم به چرايي به وجود آمدن تحولات بسيار مهم چندسال اخير در منطقه غرب آسيا پي ببريم. گرچه دلايل مهم و اساسي دارد و بايد عميقا ريشه يابي شده و در محافل آكادميك بيشتر مورد تجزيه و تحليل قرار بگيرد. اما به بعضي از آنان تيتر وار اشاره كرده و روي بحث اصلي مورد نظر تمركز بيشتري خواهد شد. در چند سال اخير شاهد مقوله خيزش و جنبش عربي و سقوط نظام هاي فرسوده و ديكتاتوري مثل صدام، مبارك، قذافي و بن علي كه جزء گروه هم پيمانان غربي - امريكايي در منطقه بودند، هستيم . همچنين شاهد فروپاشي و اضمحلال تدريجي نظام قديم طرفدار غرب و انتقال از نظم قديم به نظم جديد منطقه اي هستيم كه به دوران گذار معروف است. اما چگونگي شكل گيري نظم جديد، بسيار مهم است. بنابراين دراين دوران، گذار معمولا ناامني، بي ثباتي، جنگ و خونريزي بسيار شديد است. در اين دوران، كنشگران منطقه اي و بين المللي در حداكثر فعاليتشان براي ساختن سهم خود در آينده قرار مي گيرند. ائتلاف سازي حرف اساسي را مي زند و الآن شاهد هستيم كه ايران، روسيه، سوريه، عراق، لبنان و يمن در يك محور و آن طرف محور آمريكا و اروپا، تركيه و عربستان قرار دارند. تعيين تكليف سوريه، تعيين تكليف منطقه و بلكه جهان در آينده خواهد بود. در مجموع براي اين منطقه از ديرباز طرحي به نام خاورميانه بزرگ ترسيم كرده بودند كه براي اولين بار توسط خانم «كاندوليزا رايس»، وزير امور خارجه وقت آمريكا، رونمايي شد تا نقشه سياسي جغرافيايي خاورميانه را تغيير دهند. نيت همچنان تغيير است، اما محور مقاومت از همان اول در مقابل اين طرح و نقشه ايستادگي كرد و نگذاشت اهداف شوم آنان پياده شود. قطعا چگونگي شكل گيري اين نظم جديد بر سرنوشت كل منطقه و جهان تاثير سرنوشت ساز خواهد داشت. اما بنده مي خواهم از منظر ديگري كه بسيار مهم است نيز يك نيم نگاهي به اين تحولات مهم داشته باشم. از زماني كه رژيم صهيونيستي در جنگ ۳۳ روزه درسال 2006 ميلادي شكست خورد، به خاطر دارم كه مرحوم «حسنين هيكل»، روزنامه نگار معروف مصري مصاحبه اي كرد و گفت: "در آينده تاريخ اهميت اين جنگ و ابعاد تاثير گذار ژرف آن بيشتر مشخص خواهد شد." كليد بحران اخير خاورميانه از همين جا زده شد. رژيم صهيونيستي براي اولين بار احساس خطر جدي و نابودي كرد. چرا؟ جواب به اين سوال بسيار مهم است. زيرا ابعاد بسيار مهمي به لحاظ سقوط تئوري هاي شكست ناپذيري اسراييلي به خصوص در بعد امنيتي نظامي داشت. اين رژيم تمام هم وغم وسرمايه گذاري خود از ابتداي تاسيس تا به امروز را روي اين سوژه مهم گذاشته بود كه شكست ناپذير است و خيلي روي آن پروپاگانداي تبليغاتي مي كرد و با صرف هزينه هاي سراسام آور، دايم اين ايده را القا مي كرد كه شكست ناپذيراست. ايجاد سيستم گنبد آهنين كه به قول خودشان حتي پرواز يك مگس هم در آسمان اسراييل نمي تواند خارج از ديد آنان پروار كند، استقرار سيستم ضد موشكي حيتس كه با فناوري اسراييلي و با صرف هزينه سنگين نصب شده بود و نصب سيستم ضد موشكي ومدرن پاتريوت امريكايي. درچنين شرايطي جنگ سي وسه روزه با هزينه بسيار اندكي به نفع حزب الله و به ضرر خسارت بار و مفتضحانه رژيم صهيونيستي و فرو ريختن ناگهاني تمام اين ديواره هاي به ظاهر مستحكم و نفوذ ناپذبر تمام شد. اهميت استراتژيك اين پيروزي آن بود كه با ابتدايي ترين موشك ها كه كاتيوشا نام دارد و درحقيقت در فناوري مدرن امروزي حكم چوبدستي را دارد، توانست بر پيچيده ترين سيستم هاي ضدموشكي غلبه كند اهميت آن در اين بود كه فرمانده مقاومت قبل از شليك موشك ها اهداف را مشخص و علني اعلام مي كرد و سپس به طور دقيق به همان اهداف از پيش تعيين شده بدون هيچ گونه مانعي اصابت مي كرد. پهبادهاي مقاومت بدون هيچ مانعي از حساسترين مراكز اسراييلي نظير نيروگاه اتمي ديمونا عكسبرداري كرده و سالم به پايگاه هاي خود باز مي گشتند. كليد بحران خاورميانه از همين جا زده شد. مثلث شوم آمريكاي - اسرائيلي- سعودي تشكيل شد تا ضمن بررسي آثار تلخ اين شكست، بدانند چگونه بازي را به نفع خود برگردانند. بحران سوريه شكل گرفت تا گلوگاه لجستيك مقاومت را تسخير و رابطه مقاومت را با عقبه لجستيك خود قطع كنند. مسئله اصلي اين معادلات، تغيير در منطقه به نفع اين مثلث شر در منطقه بود. تحولات جهان عرب، و سقوط رژيم هاي منطقه باعث ايجاد خلا امنيتي ساختاري در منطقه شد كه اين مثلث شوم قصد بهره برداري از آن را داشت. به وجود آمدن تكفيري هاي سعودي - صهيونيستي و ارتكاب اين همه جنابت كه در حقيقت در تاريخ كم نظير است در خدمت اين طرح شوم و خطرناك بود. مي خواستند ضمن نابودي امكانات زيربنايي كشورهاي اسلامي و دميدن آتش كينه، نفرت، تفرقه و فرقه گرايي مذهبي انظار را از مقاومت و مبارزه عليه رژيم صهيونيستي به سمت درگيري هاي طايفه اي و برادركشي سوق دهند. اما گرچه اين حوادث بسيار تلخ بود و روزهاي عجيبي را جهان اسلام پشت سر گذاست، اما به نظر بنده تجربيات بسيار ذيقيمتي را در اختيار جبهه مقاومت قرار داد. گستره جغرافيايي از صور تا باب المندب را مقاومت در اختيار گرفت و با تاكتيك هاي رزمي متعارف و غير متعارف جنگ هاي شهري و كار با سلاح هاي مدرن را در توشه تجرببات ذي قيمت خود براي آينده دارد. تركيه نيز از دير باز سوريه را به عنوان شامات و جز قلمرو خود مي دانسته است و اردوغان هم تئوري پردازي آن را با نوعثماني گرايي انجام داد و به همين دليل به بحران سوريه وارد شد. در خصوص ترور سفير روسيه در تركيه دو فرضيه براي اين امر مي توان متصور بود؛ اول اين كه ضارب كه سرتيم محافظ سفير بود، شخصا و با انگيزه هاي اعتقادي دست به اين عمل زده كه اين ممكن است ناشي از افزايش سطح مطالبات مردم در قبال حلب توسط دولتمردان تركيه بوده كه اين عمل را به دنبال داشته است. فرضيه دوم اين است كه در آستانه اجلاس سه جانبه مسكو، اين ترور طراحي شده از جانب خود تركيه بوده است تا اجلاس مسكو را تحت تاثير قرار دهد. به دين دليل كه در آن اجلاس بايد تعهداتي مي داد كه نه خودش مي خواست نه غرب خواهان آن بود. فرضيه سوم اين است كه نفوذ دستگاه هاي اطلاعاتي آمريكايي و اسرائيلي بوده است كه مي خواستند اجلاس مسكو را تحت تاثير قرار دهند؛ اگر اين فرض صحيح باشد باز هم اردوغان متضرر مي شود به اين دليل كه چگونه اسرائيل و آمريكا مي توانند تا اين رده نفوذ كنند و چنين عملياتي را انجام دهند. اما برنده اصلي اين مسئله روسيه بود كه با مديريت اين قضيه توانست تركيه را هم تحت تسلط خود بگيرد. *متن سخنراني در نشست گروه تركيه شناسي مركز مطالعات استراتژيك خاورميانه
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها