افزايش انگيزه بازيگران تاثيرگذار در سوريه براي حل بحران؛ مبارزه با تروريسم از مرزها به فراتر از مرزها رسيد

تعداد بازدید : 64
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 13 دی 1395 00:00
محمدرضا رئوف شيباني، سفير سابق ايران در سوريه: برخي معتقدند بايد دومينوي سقوط مناطق تحت اشغال تروريست ها را شاهد باشيم. گفته مي شود ادلب به عنوان نامزد بعدي براي اين حوادث است پس بايد انتظار آزادسازي ادلب را هم داشته باشيم.
ديپلماسي ايراني: سوريه در اين سه دهه به عنوان كريدور لجستيك محور مقاومت نقش پررنگي ايفا كرده است. از ويژگي هاي ديگر اين كشور بحث ژئوپليتيك و انتقال انرژي جهان از مسيرهاي مختلف در سوريه است. بحران سوريه در دو بعد داخلي و خارجي شكل گرفت، علت هاي خارجي در شكل گيري بحران و انباشتگي خواسته هاي مردمي بسيار موثر بود؛ از سويي مردم سوريه از دولت خود خواسته هايي داشته اند اما بخشي از دستگاه هاي سوري برخورد نامناسبي با مردم داشتند كه موجب فوران اين بحران شد. انفجار جمعيتي در سوريه داشتيم به ويژه در مناطق روستايي بستر مناسبي براي نشر افكار تندروي در اين مناطق فراهم شد بنابراين مي توانست به حركات افراطي دامن بزند. يك اختلاف سنتي ميان حاكميت سوريه و اخوان المسلمين وجود داشت كه در هنگام بحران نقش عقده گشايي را داشت؛ در بحران سوريه هم اين اختلافات سرباز كرد كه به تعميق بحران اين كشور منجر شد. بعد از انقلاب هاي عربي كه در تونس، ليبي و مصر رخ داد، جامعه سوري نيز از حركت هاي مردمي جهان عرب تاثير پذيرفت و به شكل يك دومينو كشورهاي عربي را در برگرفت اما آن چه مهم است سوريه در نگاه بازيگران بين المللي عضو مناسبي براي استمرار حاكميت نبود، به ويژه آمريكا چنين نگاهي نسبت به مسايل سوريه داشت. آمريكايي ها ترجيح دادند سوريه هم دچار بحران شود و بسياري معتقدند برخي بازيگران بين المللي مانند آمريكا، رژيم صهيونيستي و عربستان با كپي برداري از تحركات دنياي عرب آن را در سوريه هم پياده كردند. رسانه ها به شكل گيري، استمرار و تعميق بحران كمك كردند. العربيه و برخي رسانه ها در سناريو سازي در شكل گيري افكار عمومي نقش موثري داشتند و به نوعي بحران سازي كردند. تحولات سوريه در طول اين ۵ سال شكل هاي مختلفي به خود گرفته است اما شرايط حال بسيار مهم است اين بحران به دلايل مختلفي در مقايسه با بحران هاي ديگر، بسيار پيچيده است. تركيبي از خواسته هاي داخلي و مطالبات و خواسته هاي خارجي از فاكتورهاي ماهيت بحران سوريه است. بحران سوريه، بسيار پيچيده و چند بعدي است. در حال حاضر اين تركيبي از مطالبات و خواسته هاي داخلي به علاوه منافع خارجي است كه از ماهيت هاي بحران سوريه به حساب مي آيد و مطالبات داخلي تحت الشعاع منافع خارجي شده است و به نوعي خواسته هاي مردمي بسيار كمرنگ شده؛ اكنون بخش عمده اي از خواسته هاي آنها فراموش شده است؛ در حال حاضر تغيير حاكميت به عنوان خواسته اول مطرح نيست و خواسته اصلي ضرورت بازگشت امنيت به سوريه است. از طرفي تحركات ميداني و افق تحولات سوريه مبهم است. همه بازيگران موثر در صحنه سوريه به اجماع رسيدند كه راه حل نظامي، راه حل اين بحران نيست. زماني كه دو طرف اصرار بر حل نظامي داشتند اما بازيگران به اين نتيجه رسيدند كه بايد راه حل سياسي را پيگيري كرد. تروريسم مساله اي است كه همه را تهديد مي كند اما موضوع كردي مساله تاثيرگذار بر بخشي از بازيگران است؛ پس بحث تروريسم و بحث كردي سبب شده تا مواضع اين بازيگران تغيير كند و به نوعي همگرايي هاي جديدي شكل گيرد. استان حلب مرز مشترك با تركيه دارد و به عنوان كانال تقويت گروه هاي تروريستي از شمال به حساب مي آيد؛ بخش شرقي آن در سال ۲۰۱۲ سقوط كرد يكي از امتيازات را براي معارضان به عنوان كريدور حمل سلاح ايجاد كرد بعد از سقوط حلب ۶۰ درصد حلب در اختيار معارضان قرار گرفت. علاوه بر اين حلب از گذشته به عنوان پايتخت اقتصادي سوريه ناميده مي شد كه با اين حادثه، فرضيه انتخاب حلب به عنوان پايتخت جريان معارضان، تقويت مي شد. حتي تا زماني كه حلب در اختيار معارضان بود به عنوان برگه برنده قدرت در مذاكرات محسوب مي شد. حلب بزرگترين استان پر جمعيت در سوريه است؛ بنابراين مي تواند كمك قابل توجهي به گروه هاي مسلح و جريان هاي تروريستي براي جذب نيرو باشد. يكي ديگر از ويژگي هاي حلب، اين بود كه غالب گروه هاي مسلح در حلب كساني هستند كه آمريكايي ها به آن معارضان معتدل مي گفتند، به نوعي غرب، تركيه و حاميان آنها، حلب را جبهه مهمي مي دانستند. اما آن چه سبب شد تا آزادسازي حلب به طور جدي در دستور كار قرار گيرد، سقوط ادلب بود كه تهديد جدي براي حلب ايجاد كرده بود و طراحان ميداني تصميم گرفتند كه به هر شكلي مانع از سقوط اين شهر شوند. عامل دوم هم بحث فشارهاي تروريست ها عليه شهر ادلب و شهروندان آن بود كه باعث شد ارتش براي اعمال فشار عليه نيروهاي مسلح وارد صحنه اين درگيري ها شود. طولاني شدن عمر اين بحران و خستگي گروه هاي مسلح، بروز اختلافات داخلي بين گروه هاي مسلح، تبعيت بخشي از جريان هاي مسلح از تركيه و از خارج، تغيير اولويت ها در تركيه كه بعضي از اين گروه ها تركيه را متهم مي كنند كه مانند گذشته آنها را حمايت نمي كنند. از طرفي شرايط داخلي امريكا در آزاد سازي حلب موثر بود. سردرگمي دولت آمريكا در مورد تحولات سوريه و وجود در در حاكميت آمريكا هم مزيد بر علت بود. اين اتفاق از نظر ميداني و نظامي توازن نظامي كه در گذشته به مدت چهار سال در بين مسلحان و دولت سوريه وجود داشت به نفع دولت سوريه تغيير داد و اين فشار رواني را بر معارضان تحميل كرده در ديگر جبهه ها هم اثرگذار خواهد بود. برخي معتقدند بايد دومينوي سقوط مناطق تحت اشغال تروريست ها را شاهد باشيم. گفته مي شود ادلب به عنوان نامزد بعدي براي اين حوادث است پس بايد انتظار آزادسازي ادلب را هم داشته باشيم. يكي از اثرات سياسي نشستن پاي ميز مذاكره براي آزادسازي حلب اين است كه معارضه و گروه هاي مسلح يك برگه برنده را از دست داده اند و به احتمال قوي اين حادثه باعث تغيير در موضع كشورهاي اروپايي شده است و آنها را مجبور مي كند تا از سياست سياه و سفيد دست برداشته و به گفت و گو با بازيگران منطقه اي بپردازند. احتمال اين كه از سوي عربستان، امارات يا قطر شاهد تشديد رفتار ميداني باشيم، وجود دارد اما تركيه سياست مدارا با نتايج سلبي اين حادثه و مديريت تبعات منفي بحران سوريه را در پيش گرفته و در عمل هم اولويت ها براي تركيه تغييركرده و متفاوت از قبل شده است. روي كار آمدن ترامپ، دولت جديد و مواضع او برخي از شخصيت ها در داخل سوريه و ديگر كشورها را براي كاهش بحران سوريه خوش بين كرده چون احتمال مي دهند كه مواضع آمريكا در مورد سوريه متعادل تر از گذشته خواهد شد. البته بايد ديد ترامپ و حزب جمهوري خواهان چه نگاه و برآيندي نسبت به مسايل سوريه داشته باشند. اين سيگنال ترامپ در مورد تشكيل مناطق امن نكته اي است كه بايد با حساسيت زيادي به آن توجه داشت بنابراين بايد به روش آمريكايي دقت كرد تا ببينيم چه شيوه و شكل جديدي در اين موضوع پي مي گيرند. نقش ايران به عنوان يك بازيگر فعال و تاثيرگذار در تحولات منطقه اي به عنوان محور باثبات و هم پيمانان قدرتمند جا افتاده مطرح است. ورود حزب الله و نوع بازيگري آن به عنوان يك بازيگر منطقه اي قابل اعتماد و مواضع مبتني بر منطق و استدلال بود به گونه اي كه در افكار عمومي حزب الله با نوع بازيگري كه به عنوان بازيگر منطقه اي دارد مطرح شد. ما به جاي اين كه در مرزها با تروريسم مقابله كنيم در فراتر از مرزها برخورد كرديم و خطر آنها را رفع كرديم كه نكته مهمي است. چهره اسلام آمريكايي با آزادي سازي حلب روشن روشن شد و به دليل خطاي رفتاري گروه هاي تروريستي به نام اسلام و نوع ورود ما عملا چهره اسلام آمريكايي براي افكار عمومي روشن شد. *متن سخنراني در نشست شوراي راهبردي روابط خارجي
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها