گزارش تحليلي؛داستان يك ترور؛ فرزند ناخلفي كه از كنترل آنكارا خارج شد

تعداد بازدید : 45
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 4 دی 1395 00:00
مقامات تركيه براي كنترل و كاهش خطرات ناشي از حملات تروريستي در داخل اين كشور بايد فكري هم براي مهار فرزند ناخلفي كنند كه در طي سالهاي اخير، با جان و دل كمر به پرورش و رشد و نموش بسته بودند
خبرگزاري مهر، گروه بين الملل- كامران قادري آذر: ترور دهشتناك سفير روسيه در افتتاحيه يك نمايشگاه هنري همراه با ويژگي هاي غافلگيركننده خبري اش همچون فيلمي هاليوودي ديدگان ميليون ها بيننده در سراسرجهان را مسحور خود كرد؛ تا حتي اشتباهي كه در بسياري از رسانه ها درقيد نام نمايشگاه نقاشي بجاي عكاسي شكل گرفته بود نيز ديده نشود و تمامي عكس هاي آويزان بر ديوار تحت تاثير تصويري سرد و بي روح از جسد بي جان ديپلمات ارشد روس و همچنين تصويري از تروريستي خشن قرار گيرند كه اين بار نه با ريش وردايي بلند بلكه با صورتي صيقلي، كت و شلوار و كراوات، كاملا مرتب و تر و تميز در صفحه اول تمامي رسانه هاي خبري جهان جا خوش كند. از همان اولين ساعات اين رويداد شوك آور، كارشناسان و تحليلگران مختلف از سراسر جهان شروع به نوشتن مقالاتي كردند كه هر كدام به نوعي به واكاوي انگيزه هاي پشت پرده ي اين واقعه شوم مي پرداخت و البته بسياري از اين نوشته ها پيكان اتهامات خود را بسوي غرب گرفته و هدف از آن را ممانعت غربي ها به رهبري آمريكا از نزديكي تركيه به جبهه كشورهاي مدافع سوريه يعني ايران و روسيه اعلام مي كردند. علاوه بر اين، دولت تركيه و شخص اردوغان همچون ماه هاي اخير بدون هيچ معطلي و البته كوچك ترين تحقيقي جماعت «گولن» را عامل اين حمله دانستند و شروع به شاخ وشانه كشيدن برعليه ترور و تروريسم در اين كشور نمودند. در مورد اتهام اول علاوه بر محتمل دانستن چنين گزينه اي مي بايست به ابهاماتي چند نيز در اين باره پاسخ گفت. نخست اينكه با اندك تحقيقي بر روي روابط اخير روسيه و تركيه به راحتي مي توان به سنگيني محسوس كفه ترازو به نفع روسيه پي برد. درچنين شرايطي آيا مي توان پذيرفت كه غرب با رويكردي احتمالي و روي آوردن به شانس و اتفاق تصور مي كرده است كه اين واقعه قدرت فرو ريختن اين دست بالاي روسيه را در روابطش با تركيه خواهد داشت؟ آيا آنها هرگز اين احتمال را نداده اند كه با توجه به تصميم تركيه به نزديكي با ايران و روسيه تاثير معكوس اين اتفاق مي تواند رخ دهد. ضمن اينكه تركيه را كه يكي از مهم ترين متحدان غرب در بحران سوريه محسوب مي شود، دست و پا بسته درخدمت روسيه قرار دهد. مقامات تركيه از همان نخستين ساعات اين اتفاق با ترس و لرز و احتياط فراوان سعي در آرام كردن مقامات روسي داشتند و البته با توجه به روابط اخير دو كشور اين عكس العمل چندان هم غيرقابل پيش بيني نبود. ادعاي تركيه مبني بر دخالت جماعت گولن نيز همچون بسياري از پرونده هاي سياسي اخير اين كشور بسيار مبهم و توام با شبهات فراوان است. مامور جواني كه عضوي از نيروهاي ويژه پليس بود، چگونه توانسته است از تمامي تصفيه هاي موشكافانه اي كه در بدنه پليس و ارتش اين كشور با دقت بسيار بالا انجام گرفت و مي گيرد براحتي عبور كند. توجه به اين نكته كه طبق گفته مقامات تركيه وي در روز كودتاي ۱۵ جولاي در مرخصي بسر مي برد و اينكه چرا مانند ديگران مورد بازخواست شديد قرار نگرفته است نيز بر ابهامات اين ادعا مي افزايد. نكته اوج اين مسئله در اينجاست كه اين فرد پس از واقعه كودتا نه تنها مورد بازخواست و تحقيق قرار نگرفته است، بلكه بارها به عنوان عضوي از تيم امنيتي شخص رئيس جمهور انجام وظيفه كرده است. بنابراين ادعاي دست داشتن جماعت گولن نيز با ابهاماتي جدي همراه است. بر تمامي اين ادعاها گزينه ديگري هم مي توان افزود و آن توجه مستقيم به عملكرد دولت تركيه و بلند پروازي هاي حساب نشده اش است كه منجر به تولد فرزند ناخلفي بنام تروريسم در عرصه داخلي اين كشور و همچنين در بعد منطقه اي گشته است. «رجب طيب اردوغان» رهبري است كه قدرتش را همواره وامدار مشروعيت و آراي آن دسته از مردم تركيه است كه پس از تجربه دوران سخت و دشوار حاكميت نظاميان بر اين كشور و محدوديت هاي ديني اعمال شده از سوي آنها با اميد تغييرات بنيادين، حزب عدالت و توسعه را تبديل به قدرت بي بديل اين كشور نمودند. اردوغان اما در طي زمان وابستگي شديدي به قدرت پيدا كرد و جدايي از عرصه قدرت برايش تبديل به كابوسي هولناك شد تا آنجا كه حتي حاضر شد براي ماندن در اقتدار، صلح چندين ساله اش با كردها را كه با زحمت فراوان پرورده و آماده كرده بود براحتي در عرض چند روز قرباني كرده و نقش بر آب كند. چرا كه آنچه اكنون نيازمندش بود نه صلح و آرامش بلكه تكيه بر احساسات ملي و قومي راي دهنده گانش بود تا با پيوند دادن اين احساسات افراطي با سياست هاي عوام فريبانه اش مجالي ديگري را براي جولان قدرت طلبي هايش بيابد. رسانه هاي وابسته به دولت، مامور ايجاد فضاي مورد نظر حاكمان اين كشور شدند و بي محابا اقدام به نشر دلايل به ظاهر توجيهي براي اقدامات مختلف و گاها متضاد مسئولان سياسي اين كشور نمودند. ديري نپاييد كه اين فضاسازي هاي رسانه اي راه را براي پديدار شدن افرادي كه جز نژاد و قوميت حاكم بر كشورشان چيز ديگري برايشان اهميت نداشت هموار كرد تا اين نيز به نوبه خود منجر به بروز نوعي جديد از ملي گرايي افراطي در اين كشور شود و با سرعتي غير قابل كنترل در مسير نژادپرستي گام نهد و اين كشور را در آستانه جنگ داخلي قراردهد. چرخش سياسي غيرقابل پيش بيني تركيه به رهبري اردوغان در بحران سوريه و نزديكي آنها به سياست هاي روسيه، پيش از همه منجر به غافلگيري تروريست هاي حاضر در عرصه جنگ منطقه اي و همچنين طرفداران خوش باور سياست هاي مليت گرايانه حزب حاكم اين كشور شد و البته اين غافلگيري خشم عميق طرفداران سياست هاي افراطي گذشته سران تركيه را هم به همراه داشتدر عرصه منطقه اي هم سران تركيه همراه با اين فضاسازي هاي رسانه اي و با هدف احياي سياست هاي تاريخي دوران امپراطوري عثماني دست به ايجاد جبهه مذهبي وابسته به خود در ميان كشورهاي سني مذهب منطقه زدند. اين سياست ها كه بر اساس دكترين سياست خارجي احمد داوود اوغلو نخست وزير پيشين تركيه طراحي شده بود در ابتدا با استفاده از انتشار فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني و اعطاي بورس هاي تحصيلي مختلف، شكلي نرم و فرهنگي به خود گرفته بود. بحران سوريه اما طمع منفعت طلبي رهبران تركيه را به شدت تحريك كرد و در اقدامي حساب نشده تمامي اين سياست هاي فرقه گرايانه آنكارا را يك شبه مبدل به سياست هاي خشن و جنگ طلبانه كرد. تركيه بدون هيچ محدوديتي شروع به ريختن هيزم بر كوره آتش افروزي هاي منطقه كرد و تحريكات و حمايت هاي مكارانه غرب و آمريكا بر سرعت سقوط سياست هاي منطقه اي اين كشور افزود. نتيجه اين فرقه گرايي نيز منجر به شكل گيري گروه هاي تروريستي و تكفيري در منطقه شد كه هركدام خواهان سهمي از بحران هاي منطقه اي بودند و البته مدينه فاضله همه آنها كشورتركيه بود. چرخش سياسي غيرقابل پيش بيني تركيه به رهبري اردوغان در بحران سوريه و نزديكي آنها به سياست هاي روسيه، پيش از همه منجر به غافلگيري تروريست هاي حاضر در عرصه جنگ منطقه اي و همچنين طرفداران خوش باور سياست هاي ملي گرايانه حزب حاكم اين كشور شد و البته اين غافلگيري خشم عميق طرفداران سياست هاي افراطي گذشته سران تركيه را هم به همراه داشت. گلوله اي كه در خلا هوشياري نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي تركيه از اسلحه تروريست جوان به سوي سفير روسيه در آنكارا شليك شد در واقع نمادي از طغيان و عصيان اين دو سياست سر خورده رهبران تركيه در داخل اين كشور و منطقه بود. سياست هايي كه با اتحاد نژادگرايي داخلي و فرقه گرايي منطقه اي منجر به تولد فرزند ناخلفي شده كه نااميد از حمايت خالقش اكنون تصميم گرفته است براي نجات خود به تنهايي به خشونت افروزي و ترور بپردازد تا شايد در ميان ايجاد فضاي ترس و وحشت، فرصتي را براي نجات خود بيايد. با توجه به نكات گفته شده رهبران تركيه اكنون علاوه بر دشواري هاي انجام چرخش در عرصه سياسي و منطقه اي با مشكلات جديدي هم بايد دست و پنجه نرم كنند. در كنار عصبانيت غربي ها نسبت به اين چرخش آني آنكارا و عكس العمل هاي پيشگيرانه آن ها، سران تركيه براي كنترل و كاهش خطرات ناشي از حملات تروريستي در داخل اين كشور بايد فكري هم براي مهار فرزند ناخلفي كنند كه در طي سالهاي اخير خود با جان و دل كمر به پرورش و رشد و نموش بسته بودند.
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها