فتح حلب؛ آيا بحران سوريه رو به پايان است؟

تعداد بازدید : 136
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 5 خرداد 1397 02:09
سرانجام و پس از حدود چهار سال، نيروهاي دولتي سوريه توانستند شهر حلب را از دست مخالفان مسلح و گروه هاي تروريستي پس بگيرند؛ موفقيتي بزرگ كه پيامدهاي مهمي در وضعيت سوريه خواهد داشت.

از حدود يك سال و سه ماه پيش كه نيروهاي نظامي روسيه وارد كارزار سوريه شدند، توازن نيروها به صورت قابل توجهي به نفع نيروهاي دولتي سوريه تغيير پيدا كرد. حملات هوايي ارتش روسيه، ضربات سختي را به مخالفان وارد كرد و توان رزمي آنها را در برابر ارتش سوريه كاهش داد. پس گرفتن حلب نيز در ادامه اين روند صورت گرفت با اين تفاوت كه اهميت اين رخداد بسيار بيشتر از موفقيت هاي ديگر ارتش است. حلب به نوعي نقش پايتخت نيروهاي مخالف مسلح اسد را ايفا مي كرد. ده ها گروه در اين شهر حضور داشتند كه فصل مشترك آنها مبارزه با نيروهاي دولتي بود. به تصور آنها اگر دمشق دراختيار دولت است، مابه ازاي آن كنترل حلب نيز كه مهم ترين شهر اقتصادي و دومين شهر اصلي سوريه است، در دست مخالفان است و ازاين طريق نوعي نقطه اتكا و ابزار چانه زني پيدا مي كردند، اما فتح حلب همان اندك توازن ميان دولت و مخالفان را ازبين برد. ازاين رو، اهميت اصلي اين رخداد در جنبه رواني و نمادين آن است. اهميت ديگر فتح حلب به موقعيت ميداني اين شهر برمي گردد. اين شهر به مرزهاي تركيه نزديك است و طي سال هاي اخير بيشترين حمايت هاي لجستيكي كه از مخالفان صورت مي گرفت ازطريق اين مرزها و به واسطه كنترل اين شهر در دست مخالفان بود. بنابراين در فضاي جديد، حمايت از مخالفان بسيار دشوار مي شود و اين مي تواند بر توان جنگ آوري مخالفان و تروريست ها اثر بگذارد. درعين حال، با فتح حلب، گزينه تجزيه و چندپاره شدن سوريه و اجرايي كردن نوعي فدراليسم كه گزينه غرب بود، زمينه تحقق عملياتي نخواهد داشت. ازسوي ديگر، حلب نقطه تجمع ده ها گروه مخالف اسد بود كه ازطريق هم افزايي توانسته بودند توان خود را بالا ببرند و اين شهر را تبديل به نقطه تمركز براي نبرد در ساير نقاط قرار دهند. اكنون اما اين نقطه اتكا و تجمع ازبين رفته است و پراكنده شدن گروه ها، امكان تجميع ابزارها و نيروها براي نبرد با نيروهاي دولتي را از آنها گرفته است. شهرهاي ديگر سوريه ازجمله ادلب به دليل كوچك بودن و نيز دشواري راه هاي ارتباطي با آن ظرفيت تبديل شدن به نقطه تجمع مخالفان را ندارد. ازطرفي ديگر، فتح اين شهرها ازسوي نيروهاي دولتي هرچقدر هم كه دشوار باشد اما به سختي حلب نيست؛ به ويژه اينكه اكنون روحيه ارتش پس از فتح حلب دوچندان شده است. اما درباره اهميت و پيامدهاي فتح حلب نبايد به ورطه اغراق افتاد. اين رخداد با وجود اهميتش و تأثيرش بر بهبود موقعيت نيروهاي دولتي و هم پيمانان آن، تصوير كلي بحران سوريه را تغيير نمي دهد. ماهيت اصلي بحران سوريه يعني نبرد ميان ارتش و هم پيمانان منطقه اي و فرامنطقه اي آن با ده ها گروه مسلح مخالف و نيز گروه هاي تروريستي كه حامياني در منطقه و فراتر از آن دارند، تغييري نكرده است. بنابراين پيش بيني مي شود جنگ و نبرد همچنان ادامه يابد. البته با اين تفاوت كه اين نبردها از اين پس كمتر به شكل متمركز خواهد بود و با پراكنده شدن گروه هاي تروريست و مخالف، نزاع هاي نقطه نقطه اي به شدت افزايش پيدا خواهد كرد. براين اساس، احتمال شبيخون و اقدامات تلافي جويانه با هدف پس گرفتن مناطق از دست ارتش همچنان وجود دارد. طي سال هاي اخير نيز چه در سوريه و چه عراق بسياري از شهرها دست به دست شده اند. اين تصور كه پايان بحران در سوريه با تفوق نظامي هريك از دو طرف اصلي امكان پذير است با واقعيت همخواني ندارد. بنابراين دستاوردهاي نظامي تنها از اين نظر كه ابزارهاي چانه زني طرف ها را بيشتر مي كند داراي اهميت است. تازماني كه قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي خود را در يك دوئل ببينيد كه زمين اجراي آن نيز در سوريه است نمي توان اميدي به آرامش و صلح در اين كشور داشت. نبرد سوريه تبديل به جنگ مرگ و زندگي شده است. در چنين فضايي همه طرف ها حتي در موقعيت ناكامي هم دست از تلاش براي برهم زدن وضعيت برنمي دارند. فتح حلب مهم بود اما اين به منزله پايان نزديك بحران سوريه نيست و چه بسا نزاع ها وارد فضاي جديدي شود.

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها