فرصت ها و چالش هاي انقلاب هاي عربي براي رژيم صهيونيستي

تعداد بازدید : 42
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 19 مهر 1395 00:00
انقلاب هاي مردمي در كشورهاي عربي مجموعه اي از چالش هاي گسترده و فرصت هاي اندك را براي رژيم صهيونيستي ايجاد كرده و باعث تغييرات اساسي در ساختار داخلي اين رژيم شد.
مركز مطالعاتي الزيتونه با انتشار كتابي با عنوان سيستم امنيتي اسرائيل و انقلاب هاي عربي نوشته دكتر عدنان عبدالرحمن ابوعامر به بررسي فرصت ها و چالش هاي خيزش هاي مردمي در جهان عرب در تعامل با رژيم صهيونيستي پرداخته است. پايگاه مطالعاتي مذكور فصل سوم اين كتاب را در معرض مطالعه عموم قرار داده است كه آنچه در اين مقاله مي بينيد، ترجمه فصل سوم اين كتاب است. در اين فصل از كتاب آمده است كه بعد از انقلاب هاي عربي محافل امنيتي و سياسي رژيم صهيونيستي و اين اعتقاد رسيدند كه مرحله اي از بي ثباتي در خاورميانه ايجاد خواهد شد. در همين رابطه ارتش اسرائيل كه مهم ترين خاستگاه رژيم صهيونيستي به شمار مي رود، در سايه زلزله بزرگي كه در جهان عرب به وقوع پيوست، دچار تزلزل هاي شديدي شد، چرا كه نمي دانست چگونه اين خيزش هاي مردمي به پايان خواهد رساند. چيزي كه باعث ترس و وحشت اسرائيلي ها شده بود، اين بود كه حاكميت هاي افراطي جايگزين حاكميت هاي از بين رفته شوند. اين رويكرد را پيروزي انقلاب در برخي دولت هاي منطقه اي تقويت كرد و باعث شد اسرائيل خود را براي اين تغييرات آماده كرده و از آمريكا و دولت هاي غربي بخواهد تنها در صورت عدم آسيب نديدن امنيت رژيم صهيونيستي، اين رژيم هاي جديد را به رسميت بشناسد. اين موضوع را يوئل گوژانسكي كارشناس مسائل استراتژيك اسرائيل مطرح كرد. در عين حال تماس هاي امنيتي فشرده اي بين اسرائيل و آمريكا در رابطه با تحولات كشورهاي عربي برقرار شد. وزارت خارجه اسرائيل تعدادي از ديپلمات هاي خود را به برخي پايتخت هاي عربي فرستاده و اين ديپلمات ها مجموعه اي از نشست هاي فوري را با مسئولان اين كشورها برگزار كردند. اسرائيلي ها ابراز اميدواري مي كردند كه سناريوهاي خوش بينانه در رابطه با تحولات پايتخت هاي عربي به وقوع بپيوندد و گزينه هاي بدبينانه در آنها ايجاد نشود. آنها نمي خواستند جريان هاي اسلام گرا حاكميت اين كشورها را بدست بگيرند ، چرا كه ممكن بود خسارت هاي زيادي را به رژيم صهيونيستي وارد كنند. تبعات منفي انقلاب هاي عربي بر رژيم صهيونيستي در رابطه با مجموعه اي از تأثيرات و تبعات منفي حوادث موجود در كشورهاي عربي بر روي رژيم صهيونيستي بين سال هاي 2011 و 2015 مي توان به موارد زير اشاره كرد: 1- انزواي منطقه اي 2- آينده توافق هاي سازش 3- ناكارآمدي اطلاعاتي اسرائيل 4- بي ثباتي امنيتي و مردم شناختي 5- خطرات نظامي اول: انزواي منطقه اي تحليل ها و نظريات كارشناسي رژيم صهيونيستي نشان مي داد كه جريان هاي متخاصم با اسرائيل به ويژه اخوان المسلمين در مصر حاكميت را در نتيجه خيزش هاي منطقه اي در دست خواهند گرفت، آنها به اين ترتيب به ويژه در مصر مي توانند با گذر زمان بر ارتش اين كشور كه يكي از قوي ترين ارتش هاي خاورميانه به شمار مي رود، مسلط شوند. كارشناسان امنيتي و تحليلگران صهيونيستي معتقد بودند كه تحولات عربي در نتيجه خيزش هاي مردمي تنگناي استراتژيك براي اسرائيل به وجود آورده و پيامدهاي سياسي خطرناك و منفي آن مي تواند در موقعيت اسرائيل به صورت مستقيم تأثيرگذار باشد. از جمله اين تأثيرات را مي توان در موارد زير بر شمرد: 1- افزايش انزواي اسرائيل در منطقه بعد از از دست دادن مهم ترين هم پيمان خود يعني حسني مبارك. 2- نگراني نسبت به نتايج درگيري بين جريان هاي دموكراتيك و اسلامگرايان در مرحله بعد از انقلاب. در اين چارچوب اسرائيلي ها نگراني هاي آشكار خود را نسبت تسلط اسلام گراها به حاكميت ابراز مي كردند. 3- افول نقش منطقه اي اسرائيل بعد از تغيير موازنه ها كه در پي خيزش هاي مردمي در خاورميانه ايجاد شده بود. 4- كاهش حاشيه تحركات سياست مداران اسرائيلي در منطقه در سايه پيش بيني ها نسبت به روي كار آمدن دولت هاي مختلف در برخي كشورهاي عربي. به اين ترتيب افكار عمومي كشورهاي عربي بزرگ ترين سهم را در سياست گذاري هاي اين كشورها ايفا مي كردند. اين موضوع را دانيل لِوي مشاور سابق نخست وزير رژيم صهيونيستي مطرح كرد. 5- تبديل شدن تدريجي مصر به يك دولت منطقه اي قوي مانند تركيه باعث مي شد اسرائيل در تقابل منطقه اي شامل ايران ، تركيه و مصر قرار بگيرد. اين نگراني ها البته به قبل از كودتاي انجام شده در اواسط سال 2013 در مصر باز مي گردد كه در نتيجه آن دولتي در اين كشور روي كار آمد كه با اسرائيل ائتلاف استراتژيك برقرار كرد. 6- نگراني از استمرار بي ثباتي در جهان عرب با تأكيد بر اين نكته كه ثبات در منطقه خاورميانه براي اسرائيل مهم تر از دموكراسي است. 7- نگراني از آغاز انتفاضه سوم فلسطين در كرانه باختري و داخل خط سبز. اين تحولات مي توانست مانند انتفاضه اول باشد كه در نتيجه تغييرات مهم عربي و رويكرد تبليغاتي گسترده در آن زمان ايجاد شد. محافل امنيتي و تصميم سازي رژيم صهيونيستي مجموعه طولاني از جلسات را براي ارزيابي هاي اطلاعاتي در زمينه خيزش هاي عربي برگزار كردند. اين نشست ها با مشاركت عناصر شوراي امنيتي و سياسي كابينه رژيم صهيونيستي و افسران ارشد سرويس هاي اطلاعات نظامي و تمامي طرف ها و منابع مرتبط با ارزيابي هاي مختلف اين رژيم برگزار شد. تمامي نتايج اين نشست ها از پيامدهاي خطرناك خيزش هاي مردمي و اهميت توافق و سازش با برخي دولت هاي عربي مجاور به ويژه مصر تأكيد مي كرد. چرا كه اين توافق باعث شده بود مصر از دايره درگيري ها با رژيم صهيونيستي خارج شده و قواعد بازي تغيير كند. دان مريدور وزير سابق اطلاعات رژيم صهيونيستي در اين زمينه تأكيد كرد كه سرويس هاي اطلاعاتي اين رژيم نسبت به اعتراضات مردمي و حجم گسترده آن در تونس و مصر و كشورهاي ديگر غافلگير شدند. اين شرايط اسرائيل را در برابر احتمال هاي جديدي قرار داد و آنها مجبور شدند به دنبال متحدان جديد و شركاي استراتژيك ديگري در جهان عرب باشند و در عين حال در ميان كشورهاي در حال توسعه جهان نظير هند و چين نيز متحدان استراتژيك براي خود دست و پا كنند. اين در حالي بود كه اسرائيلي ها همچنان آمريكا را قوي ترين و مهم ترين متحد خود مي دانستند، اما تحولات جهاني در حال تغيير بود و اين اتفاقات اسرائيل را در برابر احتمالات جديدي قرار مي داد كه لازم بود براساس آن تل آويو مشاركت استراتژيك با برخي كشورهاي عربي داشته باشد. در اين چارچوب منافع جديد اسرائيل ايجاب مي كند كه مناسبات اين رژيم با برخي كشورهاي عربي همچنان در پشت پرده باقي بماند و با برخي ديگر از كشورها علني شود. در همين راستا بود كه مطالباتي در تل آويو در زمينه لزوم اقدام كابينه نتانياهو به برخي فعاليت هاي دراماتيك مبني بر حل درگيري ها با فلسطيني ها جهت تقويت دولت هاي به اصطلاح معتدل منطقه اي در برابر اين خطر فراگير افزايش پيدا كند. اين موضوع زماني بود كه نگراني هاي امنيتي از پيامدهاي انقلاب هاي مردمي افزايش پيدا كرده بود و رژيم هاي عربي جديد مي توانست ثبات و آرمان ها را براي ملت خود محقق سازد و اين موضوع بر امنيت اسرائيل در منطقه تأثيرگذار بود. موضوع خارج شدن مصر ولو به صورت نسبي از محور "اعتدال عربي" و تبديل شدن آن به محور بازدارندگي خطري امنيتي و جغرافيايي و سياسي براي اسرائيل به شمار مي رفت، چرا كه اين رژيم در منطقه اي بي ثبات قرار داشت و بنا به ديدگاه مقامات صهيونيستي طرف هاي متخاصم با اسرائيل سعي مي كردند از اوضاع بوجود آمده جديد براي افزايش نفوذ خود استفاده كنند. اين اقدامات و تحولات مي توانست نيازمندي هاي امنيتي اسرائيل را افزايش دهد. همين اتفاق نيز افتاد و بودجه تل آويو براي فعاليت هاي نظامي و امنيتي افزايش پيدا كرد. با وجود اينكه خيزش هاي مردمي در ابتدا از تونس آغاز شد، ولي انقلاب مصر به عنوان محور اصلي ترتيبات منطقه اي و بين المللي خود را نشان داد ، چرا كه اين كشور وضع تاريخي و جغرافيايي و مردم شناختي بالايي در منطقه دارد و اين موضوع مي توانست انزوا و محاصره بين المللي بر ضد رژيم اسرائيل را افزايش دهد. براي محافل امنيتي رژيم اسرائيل مشخص بود كه از زمان آغاز انقلاب مصر سردي توافق سازش كمپ ديويد افزايش پيدا كرده است. آنها اذعان داشتند كه در مرحله اي بي ثبات در خاورميانه به سر مي برند. اسرائيلي ها احساس مي كردند كه در وقت اضافه بازي مي كند و بايد اقدام سياسي ويژه اي را انجام دهند تا بتوانند خود را در وضعيت قابل تحملي ببينند. چرا كه شرايط كنوني دنيا متفاوت بود و آنها احساس مي كردند كه برگه مصر را باخته اند، اين در حالي بود كه مصر يك دولت بزرگ و قوي در همسايگي آنها و از بزرگترين دولت هاي منطقه بود. بنيامين بن اليعازر وزير جنگ اسبق رژيم صهيونيستي و دوست شخصي حسني مبارك در اين رابطه گفت كه اوضاع اسرائيل بعد از بروز خيزش هاي عربي منطقه بدتر شده است. وي مي گويد: اوضاع مصر ساده نيست، بلكه روندي خطرناك است كه با سرعت پيش مي رود. اين در حالي است كه ما در طول 30 سال گذشته موفق شده بوديم آرامش را در اين جبهه ايجاد كنيم. اين موضوع تنها به علت عدم وجود جنگ در اين منطقه نيست، بلكه به علت اين است كه ما در نتيجه اين سال ها نياز به دفاع از مرزهاي خود نداشتيم، ما امروز مبارك را با رهبري بزرگ منطقه ايش به عنوان يكي از بزرگ ترين دولت هاي منطقه از دست داديم. مناسبات ما با مبارك بسيار گرم بود، به اين ترتيب ما موازنه هاي دقيق خاورميانه را از دست خواهيم داد. تحليلگران و مسئولان امنيتي اسرائيل به تمامي نظام هاي عربي با اين مقدار از نگراني نگاه نمي كنند، اما درك جمعي آنها اين است كه تغييراتي در وزن و افكار عمومي در تصميم گيري هاي سياسي رسمي عربي در حال شكل گيري است كه در نتيجه عوامل متعدد ايجاد شده است. به اين ترتيب در نتيجه اين خيزش هاي مردمي مواضع افكار عمومي عربي در محاسبات رژيم هاي مختلف وظيفه بيشتري پيدا مي كند و حاكمان عربي نيز نسبت به شانه خالي كردن آمريكا از حمايتشان نظير بن علي و مبارك و عبدالله صالح و قذافي نگران مي شوند. ادامه دارد...
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها