داعش- بعث؛ ارتباط ناگسستني و شوم

تعداد بازدید : 46
تاریخ و ساعت انتشار : شنبه 20 تیر 1394 00:00
بدون شك با بررسي تحركات گروهك تكفيري داعش به خوبي روشن مي شود كه در وراي اين گروهك و اقدامات آن بعثي هايي كه به خوبي از وضعيت جغرافيايي عراق و نگرش هاي قوميتي و رفتاري آن آگاه هستند، قرار دارند و به مثابه موتور محركه داعش هستند.
پايگاه اطلاع رساني قربانيان ترور،روياي داعش بسيار شبيه روياي حزب بعث منحل است زيرا حزب بعث روياي دولت يكپارچه در عراق و سوريه را داشت و داعشي از آنچه دولت اسلامي شام وعراق ناميده مي شود دم مي زنند.تنها تفاوت اين است كه آنها چاشني دين را مورد توجه قرار دادند و از آن براي رسيدن به مقاصد خود بهره بردند.داعش در حال حاضر به دنبال تحقق روياي بعث قديم هستند. بازماندگان صدامي به نام داعش فعاليت مي كنند زيرا اهداف را يكي مي دانند.كساني كه بعث را ايجاد كرده اند همان هايي هستند كه امروز داعش را ايجاد كرده اند.بسياري از سركرده هاي داعش در عراق و سوريه از بعثي ها هستند.بيشتر اين افراد در ارتش، اطلاعات و امنيت رژيم صدام بوده اند و امروز براي انتقام گيري از ملت عراق به داعش پيوسته اند. اينكه داعش با نظم خاصي حركت مي كند و قدرت مانور بالايي دارد نشانه اين است كه بعثي ها آن را هدايت مي كنند. بعثي ها هم اكنون داعش را ابزاري براي رسيدن به قدرت مي دانند. شيوه هاي بربرانه داعش براي عراقي ها يادآور شيوه هاي حزب بعث است.حزب بعث براي نابودي دشمنان خود از هيچ جنايتي دريغ نمي كرد از منفجر كردن افراد گرفته تا شيوه هاي شنيع ديگر.اينكه داعشي ها به راحتي آدم مي كشند و سر مي برند براي كساني كه اقدامات بعث در عراق را ديده يا شنيده اند موضوع تازه اي نيست. شيوه ها كاملا كپي برداري شده از شيو هاي بي رحمانه حزب بعث زمان صدام و قبل از آن است.اصولا بعثي ها براي رسيدن به قدرت خونريزي را انتخاب كردند از شاخصه بعثي ها سنگدلي و حذف مخالفان حتي همپيمانان است. در دوره صدام حتي به كساني كه در رسيدن به قدرت وي را ياري كرده بودند نيز رحم نكرد و براي وي كشتن رفقاي هم حزبي همانند آب خوردن بود و به محض اينكه كوچكترين شكي مي كرد همه كساني كه ازديدگاه وي خائن محسوب مي شدند و به آنها شك كرده بود را در جلسه اي فرا مي خواند و با خواندن نام هر يك از آنها اين فرد به بيرون هدايت و كشته مي شد. اگر همكاري بعثي ها نبود داعش نمي توانست با اين نظم خاص حركت كند.درست است كه داعشي ها قبلا در قالب گروه هاي افراطي تجربه هاي جنگ هاي نامنظم را داشتند اما فنون جنگ منظم را بدون شك از بعثي ها آموختند. شيوه رعب و وحشت در ميان ساكنان تحت اشغال خود در موصل و ديگر مناطق تحت اشغال آنها در عراق، شيوه هاي اعدام وحشيانه از غرق كردن به صورت زنده در آب رود گرفته تا سيم تله انفجاري و به كارگيري برق فشار قوي و هدف قرار دادن آنها با آرپي جي، شيوه هايي است كه بعثي ها استفاده مي كردند. در اين شيوه دشمنان بسيار مرعوب مي شوند و قدرت مخالفت نمي يابند.اما اعدام جمع زيادي از سركرده هاي داعشي به دستور ابوبكر البغدادي به خوبي خاطرات كودتاهاي دهه پنجاه به بعد عراق را زنده مي كند كه طي مدت اندكي جاي روساي عراق عوض مي شد و فردي نظامي با كودتايي فرد قبلي را بركنار مي كرد. نقطه تشابه آنها در ضديت با شيعيان و به ويژه ايران است. هدف آنها تخريب اماكن مقدس است و شباهت زيادي ميان تفكرات بعث و داعشي ها در اين زمينه وجود دارد زيرا بعثي ها در طول دوران حكومت خود در عراق به ضديت با مذهب و دين روي آوردند و همواره دشمني به نام ايران را مورد توجه قرار مي دادند در حال حاضر نيز داعشي ها همه اماكن مذهبي را تخريب كرده اند و تهديد كرده اند كه اماكن مهم مذهبي مانند كربلا و نجف را نيز اگر دستشان برسد ويران مي كنند. از نقطه نظر مزدوري و كمك به اهداف بيگانه نيز بدون شك هر دو در خدمت استعمارگران و خارجي ها بوده اند. بعثي ها و سران آنها از جمله صدام با به راه انداختن جنگ عليه ايران و كويت پاي بيگانگان را به منطقه باز كردند و داعشي ها نيز در حال حاضر در راستاي تحقق اهدافي كه آمريكايي ها به مدت چند سال در عراق نتوانستند پياده كنند از جمله احداث پايگاه نظامي و حضور نظامي، محقق مي كنند. بدون شك همان طور كه بعث همواره در خط مشي خود دشمني به نام فارس را مطرح مي كرد و از خطرات آن سخن به ميان مي آورد داعشي ها نيز همانند بعثي ها در راستاي ضربه زدن به ايران و بر هم زدن ثبات آن حركت مي كنند. داعش براي اينكه شكل و شمايل جديد خود را پيدا كند در واقع سه مرحله را پشت سر گذاشته كه هر مرحله شامل چهار سال بوده است؛ مرحله نخست در دوره ابومصعب الزرقاوي بود كه از هزاران نفر استفاده كرد. مرحله دوم با سركرده هايي مانند ابوعمر البغدادي كه نام وي حامد الزاوي بود و نيز ابو ايوب المصري كه نامش عبدالمنعم البدوي بود مطرح شد و در اين دوره بيشتر افراد اين تشكل حامي تفكر القاعده يا همسو با آن بودند. مرحله سوم نيز با ابوبكر البغدادي كه نامش ابراهيم البدري است آغاز شد. در مرحله سوم شكل گيري داعش شاهد حضور ده ها نظامي ارتش رژيم سابق عراق هستيم.اين افسران كه در زمان صدام فعاليت مي كردند در داعش نقش زيادي دارند و تجربه جنگي و اطلاعاتي قوي داعش را تشكيل مي دهند و 9 سركرده از 10 سركرده مهم داعش را تشكيل مي دهند.سركرده هاي داعش هركدام مدتي در زندان هاي عراق و آمريكايي ها بوده اند و يا آزاد شده اند يا موفق به فرار از زندان شده اند. اسامي برخي از بعثي هايي كه عضويت داعش را دارند عبارتند از حجي بكر(سمير عبد محمد نايل الخليفاوي) معاون البغدادي و ناظر داعش در سوريه.وي سرهنگ خلبان در رژيم سابق و عضو شاخه الانبار بوده است. ابوعلي الخليلي از فدائيان صدام، محمد الندي الجبوري ملقب به الراعي و مسئول شوراي نظامي داعش عضو فرماندهي حزب بعث در موصل بوده است. وليد جاسم العلواني ملقب به ابواحمد سروان ارتش سابق عراق و رئيس شوراي نظامي داعش. ابومهند السويداوي عضو شوراي نظامي داعش و سرهنگ ارتش سابق عراق. ابو عبدالرحمن البيلاوي ملقب به عدنان اسماعيل نجم عضو شوراي نظامي داعش و سرهنگ ارتش صدام. پس از تسلط داعش بر موصل در ژوئن سال 2014 عزت الدوري از سركرده هاي بعثي عراق در نوار صوتي در جولاي 2014 به تمجيد از القاعده و داعش پرداخت.ناظران امور درباره ارتباط داعش با بعثي ها ديدگاه واحدي ندارند برخي از تحليلگران بر اين باورند كه عزت الدوري و بعثي ها با داعش همپيمان شدند تا از آنها براي بازگشت به قدرت در عراق و رسيدن به حاكميت بهره ببرند اما برخي ديگر ديدگاه ديگري دارند و بر اين باورند كه اين داعش بود كه از بعثي ها نهايت بهره را بُرد و پس از استفاده ابزاري از آنها و گرفتن تجربه امنيتي ونظامي بعثي ها آنها را كنار زد. حمزه مصطفي از تحليلگران عراقي گفت: اين داعش بود كه از بعثي ها و گروه هاي بعثي نهايت استفاده را برد.قبلا آنچه انقلابيون عشايري در الانبار ناميده مي شدند و نيز افراد طريقت نقشبنديه در كركوك وصلاح الدين وجود داشتند اما در حال حاضر ديگر اثري از آنها نيست زيرا بسياري از آنها به داعش پيوسته يا اين مناطق را ترك كرده اند. عبدالكريم خلف كارشناس امور امنيتي اعلام كرد: ارتش مردان طريقت نقشبنديه به رهبري عزت الدوري يك وزنه محسوب مي شدند اما داعش اين ارتش را تضعيف كرد همانگونه كه ديگر گروه هاي بعثي مسلح را در عرصه عراق تضعيف كرد و عليه آن كودتا كرد وخود در صدر قرار گرفت. شاكر كتاب تحليلگر عراقي بر اين باور است كه طرفين از يكديگر بهره برده اند يعني بعثي ها از داعش بهره بردند تا به وجود خود ادامه دهند و مورد حمايت آنها قرار گيرند و در مقابل داعش از تجارب بعثي ها براي تقويت خود بهره برد. محمد ابو رمان پژوهشگر مركز مطالعات استراتژيك در دانشگاه اردن و متخصص امور گروه هاي اسلامي گفت: درباره نقش عزت الدوري در داعش مبالغه شد است زيرا وي از نقش كليدي برخوردار نبود.عزت الدوري به عنوان مسئول حزب بعث در ابتدا از داعش استقبال كرد اما به مرور زمان ميان طرفين برخورد رخ داد و حزب بعث بسيار ضعيف شد و بيش از 90درصد از آن فروپاشيد و بيشتر اعضاي آن يا منزوي شدند يا به داعش وديگر گروه هاي سني ملحق شدند. وي افزود: افسران بعثي نقش مهم و برجسته اي در تجديد ساختار شاخه نظامي و دستگاه امنيتي گروهك داعش ايفا كردند و داعش استفاده گسترده اي از تجارب نظامي آنها كرد و توانست كه استراتژي نظامي خاصي را تشكيل دهد كه تجربه ارتش نظامي و تجربه شبه نظاميان مافيايي مبتني بر جنگ چريكي تلفيقي ايجاد كند.نقطه قوت داعش و سرعت پيشروي برق آساي آن به بستر سياسي سني در عراق مربوط مي شود همانطور كه ضعف آن نيز در همين نقطه نهفته است. مجله اشپيگل در گزارشي اعلام كرد كه افسر سابق اطلاعات صدام، مغز متفكر داعش در شمال سوريه است.وي كسي نيست غير از سمير عبد محمد الخليفاوي و سرهنگ سابق اطلاعات نيروي هوايي دوره صدام كه نام مستعار آن حجي بكر است. تسلط بر شمال سوريه در واقع نقشه اي بوده است كه حجي بكر با به كارگيري تكنيك مراقبت، جاسوسي، قتل و آدم ربايي اجرا كرده است و اين همان تاكتيك و تكنيكي بود كه در دوره صدام معروف بود. هشام الهاشمي كارشناس گروه هاي اسلامي گفت: حجي بكر افسر اطلاعات رژيم سابق و فردي باهوش از عشيره البو خليفه از عشاير الرمادي است كه در دوره ابو مصعب الزرقاوي به القاعده پيوست و دو بار در زندان بوكا زنداني شد و ابوبكر البغدادي در سال 2011 وي را به سوريه اعزام كرد تا تشكلي در سوريه را بنا كند و همين عامل بود كه سبب شد البغدادي بر الظواهري بشورد و خلافت(خيالي) خود را اعلام كند.حجي بكر در سال 2013 به دست افراد مسلح احرار الشام در شرق سوريه كشته شد. وي افزود: سركرده هاي بعثي داعش همه توبه كردند و به خط مشي سلفي روي آوردند و حتي حجي بكر در اواخر رژيم سابق به گرايش سلفي روي آورد.داعش در فاصله 17 ژوئن 2014 تا يكم مارس 2015 بيش از 604 نفر از افراد نقشبنديه را اعدام كرده است. الهاشمي با اشاره به اخبار اخير درباره كشته شدن عزت الدوري اعلام كرد: داعش از كشته شدن عزت الدوري خوشحال ميشود زيرا الدوري در مناطق نفوذ داعش قدرت تحرك نداشت وعلت اينكه به صلاح الدين آمده بود، محدوديت هايي بود كه داعش در مناطق الزاب براي وي ايجاد كرده بود.سه گروه مسلح ارتش مردان طريقت نقشبنديه، فرماندهي كل نيروهاي مسلح و جبهه جهاد و آزادي سازي واصلاح ارتباط قوي با داعش دارند و آنها بر شوراي نظامي و شوراي امنيتي و شوراي استخباراتي مسلط هستند و دو معاون البغدادي از افسران بعثي و فرماندهان نظامي ارتش سابق هستند اما البغدادي از بعثي ها هراس دارد و همه پست هاي داعش را به آنها نداده است. درباره نقش بعثي ها در داخل داعش، الهاشمي افزود: سركرده هاي رده اول شامل 43 سركرده هستند كه 15 نفر از آنها را بعثي ها تشكيل مي دهند و نسبت بعثي ها در سركرده هاي ميداني كمتر از 50 درصد نيست.تعداد بعثي ها داخل داعش بيش از 12هزار نفر است كه در ميان آنها پنج هزار نفر به تنهايي در استان الانبار هستند.راز اوج گيري داعش در عراق تلفيق كردن تجارب گروه هاي افراطي با تجارب امنيتي و نظامي و شناخت جغرافيايي عراق كه بعثي ها در اختيار دارند، است. جمال الخرسان در مطلبي با عنوان كودتا در داعش در پايگاه صوت العراق آورده است: منابع مختلف وابسته به داعش فاش كرده اند كه گروهك داعش دچار دودستگي و اختلاف شديد شده و اين اختلاف سبب شده است كه ابوبكر البغدادي تصميم به اعدام تعدادي از برجسته ترين سركرده هاي اين گروهك به اتهام طراحي كودتا بگيرد. اين اخبار موثق بار ديگر تاكيدي بر اين است كه گروهك خونريز و حاوي ادبيات بعث و حكومت نظاميان است.تمايل براي راه اندازي كودتا از يك سو و پاكسازي همه دشمنان و رقبا به بهانه طراحي كودتا از سوي ديگر ماهيت عاملان آن را به شكل آشكار به ويژه در كشوري مانند عراق نشان مي دهد. گروه هاي تروريستي افراطي با گرايش هاي ديني افراطي اختلافات و دوستگي هايشان به شكلي كه ابوبكر البغدادي انجام داده است ، آشكار نمي كنند زيرا در ادبيات اين گروه ها مفاهيم ديني با شاكله و ساختارهاي كودتاهاي بعثي و نظامي وجود ندارد.معمولا گروه هاي افراطي هنگامي كه با يكديگر اختلاف پيدا مي كنند به يكديگر حمله مي كنند و پس از حمله به يكديگر، همديگر را كافر مي شمارند و سرانجام اين درگيري لفظي به درگيري نظامي مي انجامد. اما اينكه البغدادي در راس هرم داعش شبانه تصميم به تسويه و حذف اطرافيان به اين شكل بگيرد براي خود داعشي ها نيز عجيب بود و مفهوم آن اين است كه اين گروهك گروهك جهادي افراطي نيست بلكه تشكل بعثي نظامي خونريزي است كه به دنبال اهداف سياسي هستند. جمال الخرسان مي نويسد: ما در اينجا به دنبال تبرئه گروهاي جهادي و جنايتكاران و تكفر كوردلانه داعش نيستيم اما منظور اين است كه تروريسم و خونريزي داعش در اصل با تروريسم و خونريزي گروه هاي تروريستي ديگر متفاوت است.اين گروهك اختلاف اساسي از نظر خط مشي فكري با القاعده شاخه ايمن الظواهري و مرتبطان با آن دارد.القاعده اي كهنه كار به داعش به عنوان يك تشكل خونريز كه حامل تفكرات القاعده نيست مي نگرند. حذف سركرده هاي داعش به اين شكل يادآور ادبيات قديم منسوخ شده اي حزب بعث در نيمه دوم قرن گذشته در عراق است.
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها