بايد توجه مضاعف به عقبه خشونت داشت؛ پنج كتاب بنيان فكري داعش

تعداد بازدید : 94
تاریخ و ساعت انتشار : یک شنبه 11 دی 1390 00:00
قدير نصري، دانشيار انديشه سياسي در دانشگاه خوارزمي: عبدالسلام فرج به صورتي عريان و بدون مقدمه چيني فقهي و استدلال هاي مبتني بر تجارب سياسي، تصريح مي كند كه «بر مسلمانان فرض است كه دولت اسلامي را برپاي دارند و گرنه به جاهليت مي ميرند و البته هركس از اين حكم خداوندي عدول كند از كافران است. ديپلماسي ايراني: سخن من يك مقدمه دارد، يك توضيح و يك نتيجه. نكته مقدماتي اين است كه امروزه متأسفانه خشونت از نوع و به نام دين، ساير اقسام خشونت را تحت الشعاع قرار داده و دغدغه بقاء و امنيت، ديگر دغدغه هاي رهايي بخش را به دور افكنده و اصطلاحا فريز كرده است. چنين روندي، به نفع ارتقاي كيفيت زندگي و حيات مولد نيست و موجب ايجاد نهادها و توليد ساختارهايي خواهد شد كه به نظرم ذخاير نسلي را نابود خواهد كرد. نكته مقدماتي ديگر اين كه طي پنج سال اخير كه اصطلاحاتي نظير خلافت اسلامي، انتحار يا استشهاد، سلفيسم جهادي، قلمروگشايي و بيعت با خليفه، هجرت و … رواج پيدا كرده، يك باره متوجه شديم متأسفانه جامعه دانشگاهي و حتي حوزوي ما، كاري جدي در اين زمينه توليد نكرده است. به عبارت ديگر، ميزان آشنايي جامعه دانشگاهي – حوزوي ما با مباحث و روندهاي اطراف ايران به مراتب كمتر از غرب شناسي و مسائل غربي هاست. غالب روشنفكران، عربي نمي دانند و نمي خوانند، غالب حوزويان هم غرب را اصلي ترين نيروي مهاجم قلمداد كرده، از تمركز عميق روي خارج نزديك طفره رفته اند. حال كه دانشگاه به حد شگفت آوري توسعه كمي يافته، حوزه ها نيز رشد خوبي داشته اند انتظار اين است كه به زمينه هاي موجده و مقوم خشونت در همين نزديكي توجه و تعمق بيشتري بشود. من قصد ندارم در تشريح آينده خشونت در منطقه خودمان، دوباره تاريخ را توصيف كنم، بنابراين روي پنج كتاب و توصيه هاي اساسي آنها تمركز مي كنم. به نظرم نكاتي هست كه حداقل خود من از آنها غافل بودم. كتبي كه از آنها اسم مي برم، سال ها پيش منتشر شده اند و غالب اينها در ايران هم ترجمه نشده اند تا وجدان ما، اندك آشنايي با روندهاي جاري پيدا كند. به همين خاطر وقتي خبري درباره ترور سفير روسيه در آنكارا مي شنويم يا عمليات انتحاري دختر ۹ ساله را مي بينيم متعجب مي شويم. اين تعجب، محصول اطلاع اندك از فكر خشونت است كه فصل خشونت بار را تكريم و حتي تقديس مي كند. كتاب اداره التوحش، سال ۲۰۱۱ در ۱۱۳ صفحه به قلم يكي از تئوريسن هاي سرشناس جريان سلفي تكفيري نگاشته شده است. اين كتاب، رهنامه قابل توجهي را پيش چشم و پاي گروه هاي راديكال قرار داده است. اين كتاب در پنج مبحث تنظيم شده و مسأله مركزي آن اين است كه با در هم ريختن مرزهاي مقرر بين دولت هاي مقيم شامات و بين النهرين چگونه مي توان اين هرج و مرج را سامان داده، خلافت اسلامي را تأسيس كرد. نخستين مبحث كتاب به توضيح اين مي پردازد كه عبارت اداره التوحش (وضعيتي كه دولتها به خاطر جنگ داخلي مستأصل شده اند و مردم در شرايط اسفناكي از حيث امنيت و درمان و رفاه به سر مي برند) چيست و سوابق تاريخي آن كدامند. در مبحث هاي چهارگانه ديگر هم، ابي بكر ناجي از اقدام قاطع، برق آسا، نمايش و اعمال خشونت در حد اعلا عليه متمردين، كفار، مرتدين و جواسيس دفاع كرده، با استناد به قطعاتي از حديث و نقل ها همه نوع اعمال خشونت عليه گروه هاي مزبور را موجه مي داند.در اين بخش درباره سازوكار مديريت متصرفات، شرايط مديران، قواعد عضوگيري ديگران (اخيار و اغيار)، خيانت خودي ها، تعليم و تربيت به سياق صدر اسلام، مشكلات پيش روي خلافت اسلامي و امثالهم نيز راهنمايي مي كند. مبحثي از كتاب به شيوه هاي مطيع سازي (طريق التمكين) مردم در متصرفات اختصاص دارد. در آن جا با تجويزهاي مهمي در مورد عربستان و يمن و پاكستان و ديگر بلاد اسلامي، توضيح مي دهد كه حكومت و حكمراني حتماً از آن مؤمنان است و به همين خاطر آموزش هاي ديني و تسلط بر قواعد مديريت اسلامي، نخستين شرط در مديريت سرزمين هايي است كه به دست نيروهاي افراط گراي اسلامي افتاده است. كلمه «شدت» صدها بار در كتاب تكرار شده است و روح حاكم بر كتاب، نفي هر گونه مدارا با ساكنان مناطق مفتوحه است. كتاب دوم، المذكره الأستراتيجيه (نكته هاي استراتژيك) نوشته عبدالله بن محمد در سال ۲۰۱۱ است. كتاب دوم « نكته ها يا يادداشت هاي استراتژيك» است. اين كتاب از سوي مؤسسه ماسده الاعلاميه (ارگان شبكه شيوخ الأسلام) در سال ۲۰۱۱ يعني سه سال قبل از اعلام رسمي دولت اسلامي در مسجد موصل منتشر شده و چهار نكته يا تجويز استراتژيك داد. اين چهار نكته، نقطه به نقطه از سوي افراط گرايان ديني مورد توجه و غالباً عمل واقع شده است. نخستين نكته يا توصيه استراتژيك عبدالله بن محمد اين است كه همان گونه كه در صدر اسلام دعوت و تلاش از مدينه آغاز و اين شهر به پايگاه و نقطه عزيمت اسلام شد، دولت اسلامي نيز ضرورت دارد با بهره گيري از قيام مردم عليه حكام عرب و سرنگوني بن علي در تونس و حسني مبارك در مصر، بايد در سرزمين هاي اسلامي قيام كنند تا خلافت اسلامي تشكيل شود و دشمنان به تعبير عبدالله بن محمد، صهيوصليبي نتوانند سرزمين هاي اسلامي را چندپاره كنند. دومين توجيه استراتژيك عبدالله بن محمد، نامشروع بودن نظام سياسي سايكس پيكو و ضرورت برچيدن مرزها [قبل از دولتهاي مركزي] است. عبدالله، سايكس پيكو را محصول معامله بين آتاتورك – انگليس در سال ۱۹۲۳ مي شمارد و الغاي خلافت را سرآغاز تفرقه بين امت مي نامد. به باور عبدالله بن محمد، حركت اسلامي افغانستان در سال ۱۹۹۶ (مقصود وي طالبان است)، چچن (۱۹۹۶)، سومالي و عراق (۲۰۰۶) و بسياري ديگر نشان گر تلاش اسلام گرايان براي اعاده ي خلافت است اما لازم است سلفي هاي جهادي با كنار زدن اسلام گراياني چون اخوان المسلمين، حماس و امثالهم زمينه را براي تحقق دولت و خلافت اسلامي مهيا كنند. به عبارت ديگر، بعد از فروريزي مرزها و متلاشي كردن دولت هاي حاكم (غير اسلامي و وابسته به صليبي ها) دو منطقه شامات و يمن بايد به عنوان دو ركن و بازوي خلافت تصاحب شوند و با بيدارسازي ولايت هاي ديگر نظير ولايت مغرب ، ولايت خراسان و چچن و سينا، شبكه اي از حاميان خلافت اسلامي فعاليت خود را هماهنگ كنند. سومين توصيه استراتژيك عبدالله بن محمد تشريح امتيازات ولاياتي است كه قرار است پايگاه اقدام عليه دشمن شوند. او پنج دليل ذكر مي كند تا اثبات كند سلفيون جهادي در خوشه هاي متعدد اسلامي، شرايط مساعدي دارند. به باور او حمله آمريكا به افغانستان و عراق، حجت را براي قيام و سازماندهي عليه اين شرايط مهيا كرده است و سلفيون جهادي مي توانند و بايد با شناسايي امكانات خود و دشمن، منسجم تر شوند. او شناسايي و تخريب كليه تأسيسات نفتي [براي مثال زمين گير كردن آمريكا و و حكومت هاي وابسته] و نيز مسدودسازي تنگه هاي باب المندب و سوئز را مورد تأكيد قرار مي دهد تا در هنگامه جنگ، دشمن نتواند به تردد امن پيشين ادامه دهد. در كنار اين تدبير، در جوار سرزمين خلافت، پيراستن خلافت اسلامي از غير مسلمانان نيز مورد توجه و تأكيد است كه در قالب آن كليه ي كفار [شامل صليبي ها و شيعه و …] بايد اسلام بياورند يا به اجبار كوچ كنند. چهارمين توصيه استراتژيك عبدالله بن محمد، مجموعه اي از برنامه هاي عملي است كه به باور نويسنده، براي تثبيت حضور سلفيون جهادي و تحكيم خلافت ضروري هستند: •مجموعه كارهاي اوليه براي استقرار در نواحي مشخص شده •مجموعه تدابير دسته دوم در شعاعي وسيع تر •مجموعه اقدامات استراتژيك از قبيل مسدودسازي سوئز و كنترل شديد باب المندب (ص ۴۱) و كوچاندن (تهجير) اجباري با تأسي به خيانت يهودي ها به پيامير (ص) در مدينه منوره. در پايان اين مرحله، عبدالله بن محمد سال ۱۹۹۰ نقطه عطفي در تاريخ مجاهدين (ص ۵۱) و بحث تنظيم قاعده جهاد، واپسين بحث اين كتاب بسيار مهم است كه با توصيف افتخارآميز ماجراي ۱۱ سپتامبر، حمله به تمام تأسيسات آمريكا و وابستگان آنها در كليه نقاط عالم را مجاز اعلام كرده، توصيه معروف بن لادن را تكريم و تحسين مي كند كه در آن بن لادن به خداوند قسم مي خورد كه آمريكا و مافيها را مورد حمله قرار خواهد داد و اشغال گران را از فلسطين و سرزمين محمد (ص) اخراج خواهد كرد. كتاب ديگري كه عميقاً مورد وثوق افراطيون اسلام گرا باقي مانده الجهاد، فريضه الغائبه، كتاب معروفي است كه عبدالسلام فرج در سال ۱۹۸۱ يعني قبل از اين كه سادات ترور شود، نگاشته است. فرج در ص ۴ اين كتاب از برپايي دولت اسلامي ياد كرده است. عبدالسلام فرج به صورتي عريان و بدون مقدمه چيني فقهي و استدلال هاي مبتني بر تجارب سياسي، تصريح مي كند كه «بر مسلمانان فرض است كه دولت اسلامي را برپاي دارند و گرنه به جاهليت مي ميرند و البته هر كس از اين حكم خداوندي عدول كند از كافران است. بحث هاي او در اين رساله مواردي را در بر مي گيرد كه در حال حاضر فوق العاده مورد تأكيد افراطيون است. حكام غاصب، مشابهت هاي حكام مغول و معاصر، فوايد و كاربردهاي فتاواي ابن تيميه در جهان امروز، حكم ياغيان و خائنان، احكام هجرت، خروج عليه حاكم، عدو قريب و عدو بعيد، رد رأي كساني كه صرفاً جهاد را دفاعي مي دانند، آيه ي شمشير (سوره توبه آيه ي ۵)، مراتب و نه مراحل جهاد، تفاوت قتال و مرگ، عقوبت ترك جهاد، تكنيك هاي قتال در اسلام، تقيه در قبال دشمن، دعوت قبل از قتال، رحم به پيران، زنان و كودكان در جهاد، ياري جستن از مشركان، سازماندهي بين نيروهاي مسلمين و جواز قطع درختان كفار و آتش زدن آنها. چهارمين كتاب مسائل من فقه الجهاد، ابو عبدالله المهاجر است. اين مفصل ترين كتابي است كه به صورتي بسيار تحقيقي در ۵۶۹ صفحه و به قلم يكي از صريح اللهجه ترين تئوريسين هاي خشونت افراط گرايانه به رشته تحرير درآمده است. اين كتاب به آيات قرآن مجيد ارجاع مكرري دارد و لبريز از توجيه حكم با استناد به احاديث فقهاي سني است. به عنوان مثال، نخستين بحث كتاب ابوعبدالله مهاجر دارالحرب است كه در ابتداي بحث، ۱۷ آيه از قرآن مجيد نقل و پس از آن بحثي با عنوان «سنت نبوي» درج شده است كه طي آن از كتبي مانند آثار البخاري، مسلم، صحيح مسلم، ابي المسعود، ابن كثير، ابوداوود، الترمذي و ده ها اثر و نظر ديگر نقل مي شود تا تصريح شود كه غرب كنوني دارالحرب است. بحث هاي تفصيلي كتاب، در واقع قانون اساسي و نقشه راه گروه هايي مانند داعش است. فقط كافي است عناوين و فهرست بحث المهاجر را مرور كنيم و با مرور اين احكام، عميقاً اقدامات داعش به ذهن مخاطب خطور مي كند. مشروعيت رمي كفار، مشروعيت غارت اموال و املاك كفار، مشروعيت ترور كفار، مشروعيت بريدن سر كفار، احكام مثله كردن، احكام تنبيه جاسوسان، احكام برخورد با اسيران، عمليات انتحاري و بسياري موضوعات ديگر كه در واقع، سياستنامه داعش به شمار مي آيد. سخن آخر اين كه همان گونه كه در ابتداي بحث بيان كردم توجه مضاعف و مكرر به اتفاقات و عقبه فكري خشونت، بسيار ضروري است و به نظر مي رسد اصلي ترين اولويت براي يكايك ما دانشگاهيان و نيز حوزويان، پرداختن به متون و روندهاي فكري است نه دويدن پي حوادث. *متن سخنراني در نشست «آموزه ها و آينده داعش» به بهانه رونمايي از كتاب «داعش حقيقي و حقيقت داعش»
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها